اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

37
  • قوتِ ایمانی در این زندان کم است***و‌آنچه‌ هست، از قصدِ این سگ در خَم است
  • از نماز و صوْم و صد بیچارگی***قوتِ ذوق آید بر او یک‌بارگی‌1
  • أستَعیذُ اللٰهَ مِن شَیطانِه***قَد هَلَکنا، آهِ مِن طُغیانِه!
  • یک سگ است و در هزاران می‌رود***هر که در وی رفت او، آن می‌شود
  • هر که سردت کرد، می‌دان کاو در اوست***دیوْ پنهان گشته اندر زیرِ پوست‌2
  • چون نیابد صورت، آید در خیال***تا کشاند آن خیالت در وَبال
  • 🔹 از خیالاتِ تو می‌آید بلا***چون خیالت فاسد آمد جا به جا
  • گه خیالِ فُرجه و گاهی دکان***گه خیالِ علم و گاهی خان و مان
  • 🔹 گه خیالِ مَکسَب و سوداگری***گه خیالِ تاجریّ و داوری
  • 🔹 گه خیالِ نقره و فرزند و زن***گه خیالِ بُوالفُضول و بُوالحَزَن
  • 🔹 گه خیالِ کاله و گاهی قُماش***گه خیالِ مَفرَش و گاهی فِراش
  • 🔹 گه خیالِ آسیا و باغ و راغ***گه خیالِ میغ و ماغ و لیغ و لاغ
  • 🔹 گه خیالِ آشتیّ و جنگ‌ها***گه خیالِ نام‌ها و ننگ‌ها
  • 🔹 هین برون کن از سر این تخییل‌ها***هین بِروب از دلْ چنین تبدیل‌ها3
  • هان بگو لا حَول‌ها اندر زمان***از زبانْ تنها نه، بَل از عینِ جان
  • تَتمّۀ قصّۀ  مُفلِسِ زندانی با قاضی

  • گفت قاضی: «مُفلِسیّ را وا نما»***گفت: «اینک اهلِ زندانت گُوا»
  • گفت: «ایشان متّهَم باشند چون***می‌گریزند از تو، می‌گریند خون
  • وز تو می‌خواهند تا هم وا رهند***زین غرضْ باطلْ گواهی می‌دهند»
  • جمله اهلِ مَحکَمه گفتند: «ما***هم بر اِدبار و بر اِفلاسش گُوا»
  • هر که را پرسید قاضی حالِ او***گفت: «مولا، دست از این   مُفلِس بشو»
  • گفت قاضی: «کِش بگردانید فاش***گِردِ شهر: ”او   مُفلِس است و بس قَلاش“
  • کو به‌کو او را مُنادیٰ‌ها کنید***طبل اِفلاسش به هر جا بر‌زنید
  • هیچ‌کس نسیه نبِفروشد بِدو***قرض ندْهد هیچ‌کس او را تَسو
  • هر که دَعوِی آرَدش اینجا به فن***هیچ زندانش نخواهم کرد من
  • پیشِ من إفلاسِ او ثابت شدَه‌ست***نقد و کالا نیستش چیزی به دست‌»
    1.  نسخۀ قونیه: قوت ذوق آید، بَرَد یک‌بارگی.
    2. اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: که در اوست. علاءالدوله: که دو روست.
    3.  نسخه مِلکی نیکلسون: چنین تفضیل‌ها.