
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
41بر کلوخی دل چه بندی ای سلیم؟! *** وا طلب اصلی که پایَد او مُقیم1 ای که تو هم عاشقی بر اصلِ خویش *** خویش از صورتپرستانْ دیده بیش2 پرتوِ عقل است آن بر حسّ تو *** عاریَت میدان ذَهَب بر مِسّ تو چون زَراندود است خوبی در بشر *** ور نه چون شد شاهدِ تو پیر خر؟! چون فرشته بود، همچون دیو شد *** کآن مَلاحَت اندر او عاریّه بُد اندک اندک میستاند زآن جمال *** اندک اندک خشک میگردد نهال رو ﴿نُعَمِّرْهُ﴾ ﴿نُنَکِّسْهُ﴾ بخوان *** دل طلب کن، دل مَنِه بر استخوان کآن جمالِ دلْ جمالِ باقی است *** دو لَبش از آبِ حیوان ساقی است3 خود هم او آب و هم او ساقیّ و مست *** هر سه یک شد، چون طلسمِ تو شکست آن یکی را تو ندانی از قیاس *** بندگی کن، ژاژ کم خا، ناشناس!4 معنیِ تو صورت است و عاریَت *** بر مناسبْ شادی و بر قافیَت معنی آن باشد که بسْتاند تو را *** بینیاز از نقش گرداند تو را معنی آن نبوَد که کور و کر کند *** مر تو را بر نقشْ عاشقتر کند کور را قسمتْ خیالِ غم فزاست *** بهرۀ چشمْ این خیالاتِ فَناست حرفِ قرآن را ضَریرانْ مَعدنند *** خر نبینند و به پالان برزنند چون تو بینایی، پیِ خر رو که جَست *** چند پالان دوزی ای پالانپرست؟! خر چو هست، آید یقینْ پالان تو را *** کم نگردد نان، چو باشد جانْ تو را 🔹 خر چو باشد، کم نیاید ای عمو *** خود به پشتش رو نهد پالانِ او پشتِ خر دکّان و مال و مِکسَب است *** جانِ تو سرمایۀ صد قالب است خرْ برهنه برنشین ای بوالفضول *** خرْ برهنه نی که راکب شد رسول؟! 🔹 اَلنَّبیُّ قَد رَکِب مُعرَوْریاً *** وَ النَّبیُّ قیلَ: «سافَرْ ماشیاً» 🔹 بلکه آن شه بس پیاده رفته است *** بارِ این و آن بسی پَذرفته است شد خرِ نفسِ تو، بر میخش ببند *** چند بُگریزد ز کار و بار، چند؟! بارِ صبر و شکر، او را بُردنیست *** خواه در صد سال، خواهی سیّ و بیست هیچ وازِرْ وِزرِ غیری برنداشت *** هیچکس ندْرود تا چیزی نکاشت - نسخۀ قونیه: تابد او مُقیم.
- نسخۀ قونیه: بر عقل خویش.
- نسخۀ قونیه: دولتش از آبِ حیوان. نسخۀ بریتانیا (الف): دولتش از آبِ حیوان باقی است.
- نسخۀ ملکی نیکلسون: ناسپاس.
