اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

43
  • بانگ می‌دارد که: «هی -ای کاروان-***سوی من آیید‌، نَک نام و نشان!»1
  • نام هر یک می‌بَرد غول: «ای فلان»***تا کُند آن خواجه را از آفِلان
  • چون رسد آنجا، ببیند گرگ و شیر***عمرْ ضایع، راهْ دور و روزْ دیر
  • چه بوَد آن بانگِ غول؟ آخِر بگو***«مال خواهم، جاه خواهم و آبرو»
  • از درون خویش این آوازها***منع کن تا کشف گردد رازها
  • ذکرِ حق کن، بانگِ غولان را بسوز***چشمِ نرگس را از این کرکس بدوز2
  • صبحِ صادق را ز کاذِب وا شناس***رنگِ مِی را باز دان از رنگِ کاس
  • تا بوَد کز دیدگانِ هفت رنگ***دیده‌ای پیدا کند صبر و درنگ
  • رنگ‌ها بینی بجز این رنگ‌ها***گوهران بینی به‌جای سنگ‌ها
  • گوهر چه؟ بلکه دریایی شوی***آفتابِ چرخ پیمایی شوی
  • کار کن، در کارگه باشد نهان***تو برو در کارگه بینَش عیان
  • کار چون بر کارکن پرده تنید***خارجِ آن کار نتْوانیش دید3
  • کارگه چون جایِ باشِ عامل است***آن‌که بیرون جُست از وی، غافل است
  • پس در آ  در کارگه، یعنی عدم***تا ببینی صُنع و صانع را به هم
  • کارگه چون جای روشن‌دیده‌گی‌ست***پس برونِ کارگهْ پوشیدگی‌ست
  • ر‌و به هستی داشت فرعونِ عَنود***لاجَرم از کارگاهش کور بود
  • لاجَرم می‌خواست تبدیلِ قَدَر***تا قضا را باز‌گردانَد ز در
  • خود قضا بر سِبلتِ آن حیله‌مند***زیرِ لب می‌کرد هر دم ریشخند
  • صد هزاران طفل کشت او بی‌گناه***تا بگردد حکم و تقدیرِ اِلٰه
  • تا که موسیّ نَبی نایَد برون***کرد بر گردن هزاران ظلم و خون
  • این همه خون کرد و موسیٰ زاده شد***وز برای قَهرِ او آماده شد
  • گر بدیدی کارگاهِ لا یَزال***دست و پایش خشک گشتی زِ احتیال
  • اندرونِ خانه‌اش موسیٰ مُعاف***وز برون می‌کُشت طفلان از گَزاف‌4
  • همچو صاحب نفْس کاو تن پرورَد***بر دگر کس ظنّ حِقدی می‌برد
    1.  نسخۀ قونیه: راه و نشان.
    2. اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه و... . میرخانی: پاکْ غولان را بسوز.
    3.  مخزن الاسرار: 
      ...*** کارکُن در کارگَه باشد پدید.
    4.  نسخۀ قونیه: طفلان را گزاف.