اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

45
  • کی حجابِ چشمِ آن فردند خَلق؟!***چشمِ خود را کور و کژ کردند خلق
  • چون غلامِ هندویی کاو کین کِشد***از ستیزه‌یْ خواجه، خود را می‌کُشد
  • سرنگون می‌افتد از بامِ سَرا***تا زیانی کرده باشد خواجه را
  • گر شود بیمارْ دشمن با طَبیب***ور کُند کودکْ عَداوَت با ادیب
  • در حقیقت رهزنِ جانِ خودند***راهِ عقل و جان خود را خود زدند
  • گازُری گر خشم گیرد ز‌آفتاب***ماهی‌ای گر خشم می‌گیرد زِ آب
  • تو نکو بنْگر که را دارد زیان؟!***عاقبت کِه بْوَد سیاه اختر از آن؟‌!
  • گر تو را حق آفریده زشت‌رو***تو مشو هم زشت‌ر‌و هم زشت‌خو
  • ور بُرَد کفشت، مرو در سنگلاخ***ور دو شاخ استت، مشو تو چار‌شاخ1
  • تو حسودی: «کز فلان من کمترم***می‌فَزاید کمتری در اخترم»
  • خودْ حسدْ نقصان و عیبِ دیگر است***بلکه از جمله‌یْ کمی‌ها بدتر است
  • آن بِلیس از ننگ و عارِ کمتری***خویشتن افکنْد در صد اَبتری
  • از حسد می‌خواست تا بالا بوَد***خود چه بالا؟ بلکه خون‌پالا بوَد
  • آن ابوجهل از محمّد ننگ داشت***وز حسد خود را به بالا می‌فَراشت
  • بوالحَکَم نامش بُد و بوجهل شد***ای بسا اهل از حسد نا اهل شد
  • من ندیدم در جهانِ جست و جو***هیچ اهلیّت بهْ از خُلقِ نِکو
  • انبیا را واسطه ز‌آن کرد حق***تا پدید آید حسدها در قَلَق2
  • 🔹 در‌گذر از فضل و از چُستیّ و فن***کارْ خدمت دارد و خُلقِ حَسَن
  • ز‌آنکه کس را از خدا عاری نبود***حاسدِ حقْ هیچ دَیّاری نبود
  • آن کسی کِش مثلِ خود پنداشتی***ز‌آن سبب با او حسد برداشتی
  • چون مُقَرَّر شد بزرگیّ رسول***پس حسد ناید کسی را از قبول
  • پس به هر د‌وری ولیّ‌ای قائم است***تا قیامتْ آزمایشْ دائم است‌3
  • هر که را خویِ نکو باشد، برَست***هر کسی کاو شیشه‌دل باشد، شکست
  • پس امامِ حیّ قائم آن ولی‌ست***خواه از نسلِ عمر، خواه از علی‌ست
  • مهدیّ و هادی وی است ای راه‌جو***هم نهان و هم نشسته پیشِ رو
    1. اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: بود کفشت.
    2.  مثنوی شریف: حسدها در فلق.
    3. دور: زمان و دوره.