اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

50
  • عیب‌گوی و عیب‌جوی خود بُدَه‌ست***با همه نیکو و با خود بَد بُدَه‌ست‌
  • ----------

  • گفت شه: «جَلدی مکن در مَدحِ یار***مدحِ خود در ضمنِ مدحِ او مَیار
  • ز‌آنکه من در امتحان آرَم وِرا***شرمساری آیدَت از ماوَرا»
  • قسم خوردنِ غلام بر صدق خود و طهارتِ ظنّ خود

  • گفت: «نی وَ اللٰهِ بِاللٰهِ العظیم***مالِکٍ لِلمُلکِ رحمٰنٍ رحیم
  • آن خدایی که فرستاد انبیا***نی به حاجت، بل به فضلِ کبریا
  • آن خداوندی که از خاکِ ذلیل***آفرید او شهسوارانِ جلیل
  • پاکشان کرد از مزاجِ خاکیان***بُگذرانید از تگِ افلاکیان
  • برگرفت از نار و نورِ صاف ساخت***و‌آنگه‌ او بر جملۀ انوار تاخت
  • آن سَنا بَرقی که بر ارواح تافت***تا که آدمْ معرفت ز‌آن نور یافت1
  • آن کز آدم رُست و دستِ شیث چید***پس خلیفه‌ش کرد آدم چون بدید
  • نوح از آن گوهر چو برخوردار شد***در هوای بحرِ جان دُر‌بار شد
  • جانِ ابراهیم از آن انوارِ زفت***بی‌حَذَر در شعله‌های نار رفت
  • چون‌که ‌اسماعیل در جویش فِتاد***پیش دشنه‌یْ آبدارش سر نهاد
  • جانِ داوود از شعاعش گرم شد***آهن اندر دست‌بافش نرم شد
  • چون سلیمان شد وصالش را رَضیع***دیو گشتش بنده‌فرمان و مُطیع
  • در قضا یعقوب چون بنْهاد سر***چشمْ روشن کرد از بوی پسر
  • یوسفِ مَه‌رو چو دید آن آفتاب***شد چنان بیدار در تعبیرِ خواب
  • چون عصا از دستِ موسیٰ آب خَورد***مُلکتِ فرعون را یک لقمه کرد
  • 🔹 جانِ جِرجیس از فَرَش چون راز یافت***هفت نوبت جان فشانْد و باز یافت2
  • 🔹 چون زکرْیا دم ز عشقِ او زدی***کرد در جوْفِ درختش جانْ فَدی
  • 🔹 چون‌که ‌یونس جرعه‌ای ز‌آن جام یافت***در درونِ ماهی او آرام یافت
  • 🔹 چون‌که ‌یحییٰ مست گشت از شوقِ او***سر به تشتِ زر نهاد از ذوقِ او
    1. اصلاح‌شده براساس قونیه. میرخانی: ز آن راه یافت.
    2. فرَش: شکوه و عظمت خداوند.