اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

59
  • شد غذای آفتاب از نورِ عرش***مر حسود و دیو را از دودِ فرش
  • در شهیدانْ ﴿یُرزَقون﴾ فرمود حق***آن غذا را نی دهان بُد نی طَبق
  • دل ز هر یاری غذایی می‌خورَد***دل ز هر عِلمی صفایی می‌بَرد
  • صورتِ هر آدمی چون کاسه‌ای‌ست***چشم از معنیّ او حَسّاسه‌ای‌ست
  • از لِقای هر کسی چیزی خوری***وز قِران هر قَرین چیزی بَری
  • چون ستاره با ستاره شد قَرین***لایقِ هر دو، اثر زایَد یقین
  • از قِرانِ مرد و زن، زایَد بشر***وز قِران سنگ و آهن هم شرر
  • وز قِرانِ خاک با باران‌ها***میوه‌ها و سبزه‌ها، ریحان‌ها
  • وز قِرانِ سبزه‌ها با آدمی***دل‌خوشیّ و بی‌غمیّ و خرّمی
  • وز قِران‌ خرّمی با جانِ ما***می‌بِزاید خوبی و احسانِ ما1
  • قابلِ خوردن شود اجسامِ ما***چون بر‌آید از تَفَرُّجْ کامِ ما2
  • سرخ‌رویی از قِرانِ خون بوَد***خون ز خورشیدِ خوشِ گلگون بوَد
  • بهترینِ رنگ‌ها سرخی بوَد***و‌آن‌ ز خورشید است و از وی می‌رسد
  • هر زمینی کآن قرین شد با زُحَل***شوره گشت و کِشت را نبوَد محل
  • قوّت اندر فعل آید زِ اتّفاق***چون قِرانِ دیو با اهلِ نفاق
  • این معانی را ست از چرخِ نهُم***بی‌همه طاق و طُرُم، طاق و طُرُم
  • خَلق را طاق و طُرُم عاریّتی‌ست***امر را طاق و طُرُم ماهیّتی‌ست
  • از پیِ طاق و طُرُم خواری کِشند***بر امیدِ عِزّ، در خواری خوشند
  • بر امیدِ عِزّ دَه روزه‌یْ خَدوک***گردنِ خود کرده‌اند از غم چو دوک
  • چون نمی‌آیند اینجا که منم؟***کاندر این عِزْ آفتابِ روشنم
  • مَشرقِ خورشیدْ برجِ قیرگون***آفتابِ ما ز مَشرق‌ها برون
  • مَشرقِ او نسبتِ ذرّاتِ او***نی بر‌آید نی فرو شد ذاتِ او
  • ما که وا پس ماندِ ذرّات وی‌ایم***در دو عالَم آفتابِ بی‌فَی‌ایم3
  • باز گِردِ شَمس می‌گردم، عجب***هم ز فَرّ شمس باشد این سبب
  • شَمس باشد بر سبب‌ها مُطّلِع***هم از او حَبلِ سبب‌ها مُنقطِع
  • صد هزاران بار بُبریدم امید***از که؟ از شَمس، این شما باور کنید؟!
  • تو مرا باور مکن کز آفتاب***صبر دارم من، و یا ماهی ز آب
    1. اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: احسان‌ها.
    2. قابل خوردن: سزاوار خوردن (همچون حیوانات).
    3. اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: واپس‌مانده‌یْ ذرّات.