اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

61
  • گرفتار شدنِ باز میان جغدان به ویرانه

  • باز در ویران بَرِ جُغدان فِتاد***راه را گم کرد و در ویران فِتاد
  • او همه نور است از نورِ رضا***لیک کورَش کرد سرهنگِ قضا
  • خاک در چشمش زد و از راه بُرد***در میانِ جغد و ویرانه‌ش سپرد
  • بَر‌سَری جغدانْش بر سر می‌زنند***پرّ و بالِ نازنینش می‌کَنند1
  • ولوله افتاد در جغدان که: «ها***باز آمد تا بگیرد جای ما»
  • چون سگانِ کویْ پُرخشم و مَهیب***اندر افتادند در دَلقِ غریب
  • باز گوید: «من چه در‌خوردم به جغد؟!***صد چنین ویرانْ رها کردم به جغد
  • من نخواهم بود اینجا، می‌روم***سوی شاهنشاهْ راجع می‌شوم
  • خویشتن مَکْشید ای جغدان که من***نی مُقیمم، می‌روم سویِ وطن
  • این خراب، آباد در چشمِ شماست***ور نه ما را ساعدِ شه باز جاست»2
  • جغد گفتا: «باز حیلت می‌کُند***تا ز خان و مان شما را بَر‌کَند
  • خانه‌های ما بگیرد او به مکر***بر‌کَند ما را به سالوسی ز وَکر
  • می‌نماید سیری این حیلَت‌پرست***و اللَه از جمله‌یْ حریصان بدتر است
  • او خورَد از حرصْ طین را همچو دِبس***دنبه مسْپارید -ای یاران- به خرس
  • لاف از شه می‌زند وز دستِ شاه***تا بَرد او ما سَلیمان را ز راه
  • خود چه جنسِ شاه باشد مرغَکی؟!***مَشنوَش گر عقل داری اندکی
  • جنسِ شاه است او و یا جنسِ وزیر؟!***هیچ باشد لایقِ لَوزینه سیر؟!
  • آنچه می‌گوید ز مکر و فعل و فن:***”هست سلطانْ با حَشَم جویای من“
  • اینْت مالیخولیای ناپذیر***اینْت لافِ خام و دامِ گول گیر
  • هر که این باور کند زو، اَبله است***مرغکِ لاغر چه در‌خوردِ شَه است؟!
  • کمترین جغد ار زند بر مغزِ او***مر ورا یاریگری از شاه کو؟!»
  • گفت باز: «ار یک پرِ من بشْکند***بیخِ جغدِستانْ شهنشه بَر‌کَند
    1. برسری: به‌علاوه (اضافه بر آن بدبختی‌اش).
    2.  نسخۀ قونیه: ساعدِ شَه نازْ جاست.
      باز: دوباره.
      ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً﴾.