
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
65سجده آمد کندنِ خشتِ لَزِب *** موجِب قُربی که ﴿وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِب﴾ تا که این دیوارْ عالیگردن است *** مانعِ این سرفرودآوردن است سجده نتوان کرد بر آبِ حیات *** تا نیابی زین تنِ خاکی نجات بر سرِ دیوار هر کاو تشنهتر *** زودتر برمیکَند خشت و مَدَر هرکه عاشقتر بوَد بر بانگِ آب *** او کلوخِ زَفتتر کَند از حجاب او ز بانگِ آبْ پُر مِی تا عُنُق *** نشْنود بیگانه جز بانگِ بُلُق ای خنُک آن را که او ایّامِ پیش *** مُغتَنَم دارد، گزارد وامِ خویش اندر آن ایّام کِش قدرت بوَد *** صحّت و زورِ دل و قوّت بوَد وآن جوانی همچو باغِ سبز و تر *** میرساند بیدریغی بار و بر چشمههای قوّت و شهوت رَوان *** سبز میگردد زمینِ تن بدان خانهای مَعمور و سقفش بس بلند *** معتدل ارکان و بی تَخلیط و بند 🔹 نورِ چشم و قوّتِ ابدان بهجا *** قصرْ محکم، خانه روشنْ پُرصفا 🔹 هین غنیمت دان جوانی ای پسر *** سر فرود آور، بِکَن خشت و مَدَر پیش از آن کایّامِ پیری در رسد *** گردنت بندد بِحَبلٍ مِنْ مَسَد خاکْ شوره گردد و ریزان و سست *** هرگز از شوره نباتِ خوش نرُست آبِ زور و آبِ شهوت مُنقَطِع *** او ز خویش و دیگران نا مُنتَفِع ابروان چون پاردُم زیر آمده *** چشم را نم آمده، تاری شده از تشنّج رو چو پشتِ سوسمار *** رفته نُطق و طعم و دندانها ز کار1 🔹 پشت دو تا گشته، دلْ سست و طَپان *** تن ضعیف و، دست و پا چون ریسمان 🔹 بر سرِ ره زادْ کم، مَرکوبْ سست *** غمْ قویّ و دلْ تُنُک، تن نا درست 🔹 خانه ویران، کارْ بیسامان شده *** دل پرافغان همچو نیاَنبان شده 🔹 عمرْ ضایع، سعیْ باطل، راهْ دور *** نفْس کاهِل، دلْ سیَه، جانْ نا صبور 🔹 موی بر سر همچو برفْ از بیمِ مرگ *** جمله اعضا لرز لرزان همچو برگ2 روزْ بیگَه، لاشه لَنگ و رهْ دراز *** کارگه ویران، عمل رفته ز ساز بیخهای خویِ بد محکم شده *** قوّتِ برکَندنِ آن کم شده - نسخۀ مونیخ (الف): از تَشیُّخ (پیری).
- نسخۀ ملکی نیکلسون: زرد و لزران.
