اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

71
  • هیچ انگوری دگر غوره نشد***هیچ میوه‌یْ پخته باکوره نشد
  • پخته گَرد و از تغیّر دور شو***رو چو بُرهانِ محقِّقْ نور شو1
  • چون ز خود رَستی، همه بُرهان شدی***چون‌که ‌گفتی: «بنده‌ام»، سلطان شدی2
  • ور عیان خواهی، صلاح الدّین نمود***دیده‌ها را کرد بینا و گشود
  • فقر را از چشم و از سیمای او***دید هر چشمی که دارد نورِ هو
  • شیخْ فعّال است و بی‌آلَت چو حق***با مریدان داده بی‌گفتی سبَق
  • دل به دستِ او چو مومِ نرمْ رام***مُهرِ او گه ننگ سازد گاه نام
  • مُهرِ مومش حاکیِ انگشتری‌ست***باز آن نقشِ نگینْ حاکیّ کیست؟
  • حاکیِ اندیشۀ آن زرگر است***سلسله‌یْ هر حلقه اندر دیگر است
  • این صَدا در کوهِ دل‌ها بانگِ کیست؟***گه پُر است از بانگِ این کُه گه تُهی‌ست
  • هر کجا هست آن حکیمِ اوستاد***بانگِ او زین کوهِ دل خالی مَباد
  • هست کُه کآوا مُثنّیٰ می‌کند***هست کُه کآوازْ صد‌تا می‌کند
  • می‌زهاند کوه از آن آواز و قال***صد هزاران چشمۀ آب زلال
  • چون ز کُه آن لطفْ بیرون می‌شود***آب‌های چشمه‌ها خون می‌شود
  • ز‌آن شهنشاهِ همایون نَعل بود***که سراسرْ طورِ سَینا لَعل بود
  • جان پذیرفت و خِردْ اجزای کوه***ما کم از سنگیم آخِر ای گروه؟!
  • نی ز جانْ یک چشمه جوشان می‌شود؟!***نی بدن از سبزْ پوشان می‌شود؟!
  • نی صدای بانگِ مشتاقیّ در او؟!***نی صفای جرعۀ ساقی در او؟!
  • کو حَمیّت تا ز تیشه وز کُلَند***این‌چنین کُه را به‌کلّی بر‌کَنند؟!
  • بو که بر اجزای او تابد مَهی***بو که در وی تابِ مَه یابد رهی
  • چون قیامت کوه‌ها را بر‌کَند***پس قیامت این کَرم کی می‌کُند؟!
  • این قیامت ز‌آن قیامت کی کم است؟!***آن قیامت زخم و این خود مَرهم است
  • هر که دید آن مَرهم، از زخم ایمن است***هر بدی کاین حُسنْ دید، او محسن است
  • ای خنُکْ زشتی که خوبش شد حریف***وایِ گل‌رویی که جفتش شد خَریف
  • نانِ مرده چون حریفِ جان شود***زنده گردد نان و عینِ آن شود
  • هیزمِ تیره حریفِ نار شد***تیرگی رفت و همه انوار شد
    1. برهان محقِّق: اشاره به سید برهان‌الدین محقِّق تِرمِذی.
    2.  نسخۀ قونیه: چون‌که بنده نیست شد، سلطان شدی.