اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

83
  • برقْ خندد، بر که می‌خندد؟ بگو***بر کسی که دل نهد بر نورِ او
  • نورهای برق بُبریده‌پی است***آن چو «لا شرقیّ و لا غربیّ» کی است؟!
  • برق را خود ﴿یَخطَفُ الأبصار﴾ دان***نورِ باقی را همه انصار دان1
  • بر کفِ دریا فَرَس را راندن***نامه را در نورِ برقی خواندن
  • از حریصیّ، عاقبت نادیدن است***بر دل و بر عقلِ خود خندیدن است
  • عاقبت‌بین است عقل از خاصیَت***نفْس باشد کاو نبیند عاقبت
  • عقل کاو مغلوبِ نفْس، او نفْس شد***مشتری ماتِ زُحَل شد، نَحس شد
  • هم در این نَحسیّ بگردان این نظر***در کسی که کرد نَحسَت در‌نگر
  • آن نظر که بنْگرد این جزر و مدّ***او ز نَحسی سویِ سعدی نَقْب زد
  • ز‌آن همی‌گردانَدت حالی به حال***ضد به ضد پیدا کُنان در انتقال
  • 🔹 تا که از عُسری نبینی خوف‌ها***کی ز یُسری بازیابی لطف‌ها؟!
  • تا که خوفت زاید از ﴿ذاتَ الشِّمال﴾***لذّتِ ﴿ذاتَ الیَمین﴾ یُرجی الرِّجال
  • تا دو پَر باشی، که مرغِ یک پَره***عاجز آید از پریدنْ یکسره
  • 🔹 هین گذر از مَیمَنه وز مَیسَره***در سرای سابِقان، آن یکسره2
  • یا رها کن تا نیایم در کلام***یا بده دستور تا گویم تمام
  • ور نه این خواهی نه آن، فرمانْ تو را ست***کس چه داند مر تو را مقصد کجاست؟!
  • جانِ ابراهیم باید تا به نور***بیند اندر نارْ فردوس و قُصور
  • پایه پایه بر روَد بر ماه و خَور***تا نماند همچو حلقه بندِ در
  • چون خلیل از آسمانِ هفتمین***بُگذرد که ﴿لا اُحِبُّ الْآفِلین﴾
  • این جهانِ تنْ غلط انداز شد***جز مر آن را کاو ز شهوتْ باز شد
  • تتمّۀ قصّۀ حاسدان بر غلامِ سلطان، و حقیقت آن

  • قصّۀ شاه و امیران و حسد***بر غلامِ خاص و سلطانِ خِرد3
  • دور مانْد از جَرّ جَرّارِ کلام***باز باید گشت و کرد آن را تمام
  • ----------

    1. اصلاح‌شده براساس نسخۀ مِلکی نیکلسون، میرخانی: برقْ خود را... أبصار دان. نسخۀ قونیه: 
      برق را خو ﴿یَخطَفُ الأبصار﴾ دان***  نور باقی را همه أنصار دان.
    2. الحاقی از مثنوی شریف.
    3.  علاءالدوله:‌ سلطان ابد.