اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

86
  • چشمْ هدهد دید و جانْ عَنقاش دید***حسْ چو کفّی دید و دلْ دریاش دید
  • عقلْ با حس زین طلسماتِ دو رنگ***چون محمّد با ابوجَهلان به جنگ
  • کافران دیدند احمد را بشر***چون ندیدند از وی ﴿اِنْشَقَّ القَمَر﴾؟!
  • خاکْ زن در دیدۀ حس‌بینِ خویش***دیدۀ حسْ دشمنِ عقل است و کیش
  • دیدۀ حس را خدا أعمیٰ‌ش خواند***بت‌پُرستش گفت و ضدّ ما ش خواند
  • ز‌آنکه او کف دید و دریا را ندید***ز‌آنکه حالی دید و فردا را ندید
  • خواجۀ فردا و حالی پیش او***او نمی‌بیند ز گَنجی جز تَسو
  • ذرّه‌ای ز‌آن آفتاب آرَد پیام***آفتابْ آن ذرّه را گردد غلام‌1
  • قطره‌ای کز بَحرِ وحدت شد سفیر***هفت بحرْ آن قطره را باشد اسیر
  • گر کفِ خاکی شود چالاکِ او***پیشِ خاکش سر نهد افلاکِ او
  • خاکِ آدم چون‌که ‌شد چالاکِ حق***پیشِ خاکش سر نهند املاکِ حق
  • ﴿اَلسَّماءُ انْشَقَّتْ﴾ آخر از چه بود؟!***از یکی چشمی که خاکی بر‌گشود
  • خاک از دُردیّ نشیند زیر آب***خاک بین کز عرش بُگذشت از شتاب
  • آن لطافت پس بدان کز آب نیست***جز عطای مُبدِعِ وَهّاب نیست‌2
  • گر کند سِفلی هوا و نار را***ور ز گُل او بُگذراند خار را
  • حاکم است و ﴿یَفْعَلُ اللَهْ ما یَشا﴾***او ز عینِ درد انگیزد دوا3
  • گر هوا و نار را سِفلیّ کُند***تیرگیّ و دُردی و ثُفلیّ کُند4
  • ور زمین و آب را عِلویّ کُند***راهِ گردون را به پا مَطویّ کُند
  • 🔹 نیست کس را زَهره تا گوید که: «چون؟»***بس جگرها کاندر این ره گشت خون
  • پس یقین شد که ﴿تُعِزُّ مَنْ تَشا﴾***خاکی‌ای را گفت: «پرها بر‌گُشا»
  • آتشی را گفت: «ر‌و ابلیس شو***زیر هفتم خاکْ با تَلبیس شو!»
  • «آدمِ خاکی، برو تو بر سَما***ای بِلیسِ آتشی، رو تا ثَریٰ
  • چار طبع و علّتِ اُولیٰ نی‌ام***در تصرّف دائماً من باقی‌ام
    1.  علاءالدوله: ذرّه‌ای زآن، آفتاب آرَد به بام.
    2.  علاءالدوله: مُنعِمِ وَهّاب.
    3.  سوره ابراهیم آیه 27.
    4.  نسخۀ قسطنطنیه (ب): ثِقلیّ.