
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
92ای فدای تو همه بزهای من *** ای به یادت هیْ هی و هیهای من» زین نَمَط بیهوده میگفت آن شَبان *** گفت موسیٰ: «با کیستت ای فلان؟!» گفت: «با آن کس که ما را آفرید *** این زمین و چرخ از او آمد پدید» گفت موسیٰ: «های، خیرهسر شدی *** خود مسلمان ناشده، کافر شدی؟! این چه ژاژ است؟! این چه کفر است و فُشار؟! *** پنبهای اندر دهانِ خود فِشار گندِ کفر تو جهان را گَنده کرد *** کفرِ تو دیبای دین را ژنده کرد چارُق و پاتابه لایق مر تو را ست *** آفتابی را چنینها کی روا ست گر نبندی زین سخن تو حلق را *** آتشی آید، بسوزد خَلق را آتشی گر نامَدَهست، این دود چیست؟! *** جانْ سیَه گشته، روانْ مردود چیست؟! گر همی دانی که یزدانْ داور است *** ژاژ و گستاخی تو را چون باور است؟! دوستیّ بیخِرد، خود دشمنیست *** حق تعالیٰ زینچنین خدمت غَنیست با که میگویی تو این، با عَمّ و خال؟! *** جسم و حاجت در صفاتِ ذوالجلال؟! شیرْ او نوشد که در نَشو و نِماست *** چارُقْ او پوشد که او محتاجِ پاست ور برای بنده است این گفتِ تو *** آن که حق گفت: ”او من است و من خود او“1 آن که گفت: ”إنّی مَرِضتُ، لَم تَعُد *** من شدم رنجور، او تنها نشد“ آن که ”بی یَسمَعْ و بی یَبصُر“ شدَهست *** در حقِ آن بنده این هم بیهُدَهست بیادب گفتن سخن با خاصِ حق *** دل بمیراند، سیَه دارد ورق گر تو مَردی را بخوانی: ”فاطمه“ *** گرچه یک جنسند مرد و زن همه قصد خون تو کند تا ممکن است *** گرچه خوشخوی و حلیم و ساکن است فاطمه مدح است در حقّ زنان *** مرد را گویی، بوَد زخمِ سَنان - اصلاحشده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: این گفتوگو.
