
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
94زآنکه دلْ جوهر بوَد، گفتنْ عَرَض *** پس طُفیْل آمد عَرَض، جوهرْ غرض چند از این الفاظ و إضمار و مَجاز *** سوز خواهم سوز، با آن سوزْ ساز آتشی از عشق در خود برفُروز *** سر به سر فکر و عبارت را بسوز1 موسیا، آدابدانانْ دیگرند *** سوخته جان و رَوانانْ دیگرند عاشقان را هر زمان سوزیدنی ست *** بر دِهِ ویرانْ خَراج و عُشْر نیست2 گر خطا گوید، وِرا ”خاطی“ مگو *** گر شود پُرخونْ شهید، آن را مشو خونْ شهیدان را از آبْ اَولیٰتر است *** این خطا از صد صَوابْ اَولیٰتر است در درونِ کعبه رَسمِ قبله نیست *** چه غم ار غوّاص را پاچیله نیست؟! تو ز سرمستانْ قَلاووزی مجو *** جامهچاکان را چه فرمایی رُفو؟! ملّتِ عشق از همه دینها جداست *** عاشقان را مذهب و ملّتْ خداست لَعل را گر مُهر نبوَد، باک نیست *** عشق در دریای غمْ غمناک نیست» وحیآمدن به موسیٰ علیه السّلام از بهر عذرِ آن شَبان
بعد از آن در سِرّ موسیٰ حق نهفت *** رازهایی کآن نمیآید به گفت بر دلِ موسیٰ سخنها ریختند *** دیدن و گفتن به هم آمیختند چند بیخود گشت و چند آمد به خَود *** چند پَرّید از ازل سوی اَبد بعد از این گر شرح گویم، اَبلهیست *** زآنکه شرحِ این، وَرای آگهیست ور بگویم، عقلها را برکَنَد *** ور نویسم، بس قلمها بشْکند 🔹 ور بگویم شرحهای معتبر *** تا قیامت، باشد آن بس مختصر 🔹 لاجَرم کوتاه کردم من زبان *** گر تو خواهی، از درونِ خود بخوان چونکه موسیٰ این عِتاب از حق شنید *** در بیابان در پیِ چوپان دوید بر نشانِ پای آن سرگشته رانْد *** گَرد از پرّهیْ بیابان برفِشانْد گامِ پای مردمِ شوریده خَود *** هم ز گامِ دیگران پیدا بوَد یک قدم چون رخ ز بالا تا نَشیب *** یک قدم چون پیلْ رفته بر اُریب گاه چون موجی براَفرازانْ عَلَم *** گاه چون ماهی روانه بر شکم گاه بر خاکی نوشته حالِ خَود *** همچو رَمّالی که رَملی بر زنَد - نسخۀ قونیه: در جان برفُروز.
- نسخۀ مونیخ (الف): عاشقانی را احتیاطی، عُسر نیست.
