اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

95
  • 🔹 گاه حیران ایستاده گه دوان***گاه غَلطان همچو گوی از صَولَجان
  • عاقبت دریافت او را و بدید***گفت: «مژده ده که دستوری رسید
  • هیچ آدابیّ و ترتیبی مجو***هر‌چه می‌خواهد دل تنگت بگو
  • کفرِ تو دین است و دینت نورِ جان***ایمنی، وز تو جهانی در امان
  • ای مُعافِ ﴿یَفعَلُ اللَهْ ما یَشا﴾***بی‌مُحابا رو، زبان را بر‌گُشا»
  • گفت: «ای موسیٰ، از آن بُگذشته‌ام***من کُنون در خونِ دل آغشته‌ام
  • من ز سدره‌یْ‌ مُنتهیٰ بُگذشته‌ام***صد هزاران ساله ز‌آن‌سو رفته‌ام1
  • تازیانه بر زدی، اسبم بگشت***گنبدی کرد و ز گردون بر‌گذشت
  • مَحرمِ ناسوتِ ما لاهوتْ باد***آفرین بر دست و بر بازوت باد!
  • حالِ من اکنون بُرون از گفتن است***آنچه می‌گویم نه احوال من است»
  • ----------

  • نقش می‌بینی که در آیینه‌ای‌ست***نقشِ توست آن، نقشِ آن آیینه نیست
  • دَم که مردِ نایی اندر نای کرد***در‌خورِ نای است، نی در‌خوردِ مرد
  • هان و هان گر حَمد گویی گر سپاس***همچو نافرجامِ آن چوپان شناس
  • حمدِ تو نسبت بدان گر بهتر است***لیک آن نسبت به حق هم أبتَر است
  • چند گویی؟! چون غِطا برداشتند***کاین نبوده آنچه می‌پنداشتند2
  • این قبولِ ذکرِ تو از رحمت است***چون نمازِ مُستَحاضه رُخصت است
  • با نمازِ او بیالودَه‌ست خون***ذکرِ تو آلودۀ تشبیه و چون
  • خون پلید است و به آبی می‌رود***لیک باطن را نجاست‌ها بوَد3
  • کآن به غیرِ آبِ لطفِ کردِگار***کم نگردد از درونِ مردِ کار
  • در سجودت کاش رو گردانی‌ای***معنیِ «سُبحانَ رَبّی» دانی‌ای:
  • «کای سجودم چون وجودم ناسزا***هر بدی را تو نکویی دِه جزا»4
  • این زمین از حِلمِ حق دارد اثر***تا نجاست بُرد و گُل‌ها دادْ بر5
  • تا بپوشد آن پلیدی‌های ما***در عوض بر رویَد از وی غنچه‌ها
  • پس چو کافر دید کاو در داد و جود***کمتر و بی‌مایه‌تر از خاک بود
  • از وجودِ او گل و میوه نرُست***جز فسادِ جمله پاکی‌ها نجُست
    1.  نسخۀ قونیه: ز سدره‌یْ‌ مُنتهیٰ بُگذشته‌ام.
    2.  سوره ق آیه 22: ﴿لَقَدْ كُنْتَ في‌ غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديد﴾
    3.  نسخۀ قسطنطنیه (ب): 
      ...*** لیک این پلیدیْ جهل قایم‌ می‌بوَد.
    4.  نسخۀ قونیه: مر بَدی.
    5.  نسخۀ مونیخ (ب): حکم حق.