
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
97چون اساسِ خانهای نو افکنند *** اوّلین، بنیاد را برمیکَنند گِل برآرند اوّل از قعر زمین *** تا به آخِر برکِشی ماءِ مَعین از حجامتْ کودکان گریَند زار *** که نمیدانند ایشان سرّ کار مرد خودْ زر میدهد حَجّام را *** مینوازد نیشِ خونآشام را میدوَد حمّالْ زی بارِ گران *** میرُباید بار را از دیگران1 جنگِ حمّالان برای بار بین *** اینچنین است اجتهادِ کاربین2 چون گرانیها اساسِ راحت است *** تلخها هم پیشوای نعمت است حُفَّتِ الجَنَّه بِمَکروهاتِنا *** حُفَّتِ النّیرانُ مِن شَهْواتِنا تخممایهیْ آتشت شاخِ تر است *** سوختهیْ آتشْ قَرینِ کوثر است هر که در زندانْ قَرینِ مِحنَتیست *** آن، جزای لقمهایّ و شهوتیست هر که در قصری قَرینِ دولتیست *** آن، جزای کارزار و مِحنَتیست هر که را دیدی به زرّ و سیمْ فرد *** دان که اندر کسبکردن صبر کرد آن که بیرون از طبایع جانِ اوست *** مَنصبِ خَرقِ سببها آنِ اوست 🔹 بیسبب بیند چو دیده شد گذار *** تو که در حسّی، سبب را گوش دار بیسبب بیند نه از آب و گیا *** چشمه چشمه معجزاتِ انبیا3 این سبب همچون طبیب است و عَلیل *** این سبب همچون چراغ است و فِتیل شب چراغت را فِتیلی نو بتاب *** پاک دان زینها چراغِ آفتاب4 رو تو کَهگِل ساز بهر سقفِ خان *** سقفِ گردون را ز کَهگِل پاک دان وه که چون دلدارِ ما غمسوز شد *** خلوتِ شب درگذشت و روز شد جز به شب جلوه نباشد ماه را *** جز به دردِ دل مجو دلخواه را ترکِ عیسیٰ کرده، خر پروردهای *** لاجَرم چون خرْ برونِ پردهای طالعِ عیسیٰست علم و معرفت *** طالعِ خر نیست ای تو خرْ صفت! نالۀ خر بشنوی، رحم آیدت *** پس ندانی خرْ خری فرمایدت رحم بر عیسیٰ کن و بر خر مکُن *** طبع را بر عقلِ خود سروَر مکن طبع را هِلْ تا بگرید زار زار *** تو از او بِسْتان و وامِ جان گزار سالها خر بنده بودی، بس بوَد *** زآنکه خر بنده ز خر وا پس بوَد - زی: بهسوی.
- مثنوی شریف: اینچنین است اجتهادِ مردِ دین.
کاربین: کارشناس، کاردان. - نسخۀ قونیه: چشمْ چشمهی معجزاتِ انبیا.
- نسخۀ مِلکی نیکلسون: بازدان زینها.
