اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

نسخه عربی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

18
  • او شکسته دل شد و بنْهاد سر***دید در خواب او خَضِر را در خُضَر
  • گفت: «هین، از ذِکرْ چون وامانده‌ای؟!***چون پشیمانی از آن کِش خوانده‌ای؟!»
  • گفت: «لَبّیکم نمی‌آید جواب***ز‌آن همی‌ترسم که باشم ردِّ باب»
  • 🔹 گفت خِضرَش که: «خدا گفت این به من***که: ”برو با او بگو ای مُمتَحَن!
  • نی که آن اَللٰهِ تو لَبّیکِ ماست؟!***آن نیاز و سوز و دردت پیکِ ماست؟!
  • 🔹 نی تو را در کارْ من آورده‌ام؟!***نه که من مشغولِ ذِکرت کرده‌ام؟!
  • حیله‌‌ها و چاره‌جویی‌های تو***جذبِ ما بود و گشادْ آن پای تو
  • ترس و عشقِ تو کمندِ لطفِ ماست***زیرِ هر یا رَبِّ تو لَبّیک‌هاست“»
  • ----------

  • جانِ جاهل زین دعا جز دور نیست***ز‌آنکه یا رَبّ گفتنش دستور نیست
  • بر دهان و بر لَبش قفل است و بند***تا ننالد بر خدا وقتِ گزند
  • داد مر فرعون را صد مُلک و مال***تا بکرد او دعوی عِزّ و جَلال
  • در همه عمرش ندید او دردِسر***تا ننالد سوی حقْ آن بَدگُهَر
  • داد او را جمله مُلکِ این جهان***حق ندادش درد و رنج و اَندُهان1
  • 🔹 ز‌آنکه درد و رنج و بارِ اَندُهان***شد نصیب دوستانش در جهان
  • درد آمد بهتر از مُلک جهان***تا بخوانی تو خدا را در نهان
  • خواندنِ بی‌درد از افسردگی‌ست***خواندنِ با درد از دل بُردگی ست
  • آن کشیدنْ زیرِ لبْ آواز را***یاد‌کردنْ مبدأ و آغاز را
  • آن شده آوازِ صافیّ و حَزین:***«کِای خدا، ای مُستَغاث و ای مُعین!»
  • نالۀ سگ در رهَش بی‌جذبه نیست***ز‌آنکه هر راغِب اسیرِ رهزنی ست
  • چون سگِ کهفی که از مردار رَست***بر سرِ خوانِ شَهَنشاهان نشست
  • تا قیامت می‌خورَد او پیش غار***عارفانه آبِ رحمت بی‌تَغار2
  • ای بسا سگ پوست کاو را نام نیست***لیک اندر پرده بی‌آن جام نیست
  • جان بِده از بهر آن جام ای پسر***بی‌جهاد و صبر کی باشد ظَفَر؟!
  • صبر‌کردن بهرِ این نبوَد حَرَج***صبر کن؛ کَالصَّبرُ مِفتاحَ الفَرَج3
    1. . شرح انقروی: 
      ...*** تا نخواند مر خدا را در نهان.
    2. . تَغار: تشت گلی.
    3. . الصبرُ مفتاحُ الفَرَج: صبر و شکیبایی کلید گشایش است.