
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
20مرغ پندارد که جنسِ اوست او *** جمع آید، بردَرَدشان پوستْ او جز مگر مرغی که حَزمش دادْ حق *** تا نگردد گیج ازآن دانهیْ مَلَق هست بیحَزمی پشیمانی یقین *** حَزم را مگْذار و محکم کن تو دین زآنکه بیحَزمی شقاوت بَر دهد *** دین روَد از دست و دردِسر دهد بشنو این افسانه را و شرحِ این *** تا شَوی حازِم برای حفظِ دین1 فریفتنِ روستایی، شهری را، و دعوتکردنْ او را به لابه و إلحاح
ای برادر بود اندر ما مَضیٰ *** شهریای با روستایی آشنا روستایی چون سوی شهر آمدی *** خرگه اندر کوی آن شهری زدی دو مَه و سه ماهْ مهمانش بُدی *** بر دُکانِ او و بر خوانش بُدی هر حوائِج را که بودش آن زمان *** راست کردی مردِ شهری رایگان رو به شهری کرد و گفت: «ای خواجه تو *** هیچ مینایی سوی ده فُرجه جو؟ اَللَه اَللَه جمله فرزندان بیار *** کاین زمانِ گلشن است و نوبهار یا به تابستان بیا وقتِ ثَمَر *** تا ببندم خدمتت را من کمر خیل و فرزندان و قومت را بیار *** در دهِ ما باش خوشْ ماهی سه چار که بهارانْ خطّۀ دهْ خوش بوَد *** کشتزار و لالۀ دلکش بوَد» وعده دادی شهری او را دفعِ حال *** تا درآمد بعدِ وعده هشت سال او به هر سالی همیگفتی که: «کی *** عزم خواهی کرد؟! آمد ماهِ دی!» او بهانه ساختی: «کِامسالِمان *** از فلانْ خِطّه بیامد میهمان سالِ دیگر گر توانم وا رهید *** از مُهِمّات، آن طرف خواهم دَوید» گفت: «هستند آن عیالَم منتظِر *** بهرِ فرزندانِ تو ای اهلِ بِرّ» باز هر سالی چو لکلک آمدی *** تا مُقیمِ قُبّۀ شهری شدی خواجه هر سالی ز زرّ و مالِ خویش *** خرجِ او کردی، گشودی بالِ خویش آخِرین کَرَّت سه ماهْ آن پهلوان *** خوان نهادش بامدادان و شبان - . در نسخۀ قونیه این بیت با دو بیت بالا با هم اینگونه آمده است:
هست بیحَزمی پشیمانی یقین *** بشنو این افسانه را در شرحِ این.
- . در نسخۀ قونیه این بیت با دو بیت بالا با هم اینگونه آمده است:
