اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

نسخه عربی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

22
  • آن عصای حَزم و استدلال را***چون نداری دیده، می‌کُن پیشوا
  • ور عصای حَزم و استدلال نیست***بی‌عصاکِش بر سرِ هر رَه مَایست
  • گام ز‌آن سان نِه که نابینا نهد***تا که پا از سنگ و از چَه وا رهد
  • کورْ لرزان و به ترس و احتیاط***می‌نهد پا؛ تا نیفتد در خُباط1
  • قصّۀ اهل سَبا و طاغی‌کردنِ نعمتْ ایشان را، و فضیلتِ شُکر و وفا

  • ای ز دودی جَسته، در ناری شده***لقمه جُسته، لقمۀ ماری شده
  • تو نخواندی قصّۀ اهلِ سبا؟!***یا بخواندیّ و ندیدی جز صَدا؟!
  • از صَدا آن کوهْ خودْ آگاه نیست***سویِ معنی هوشِ کُه را راه نیست
  • او همی بانگی کُند بی‌گوش و هوش***چون خَمُش گردی تو، او هم شد خَموش
  • دادْ حقْ اهلِ سَبا را بس فَراغ***صد هزاران قصر و ایوان‌ها و باغ
  • شُکرِ آن نگْذاشتند آن بَد رَگان***در وفا کمتر فتادند از سگان
  • ----------

  • مر سگی را لقمۀ نانی ز در***چون رسد، بر در همی‌بندد کمر
  • پاسبان و حارِسِ در می‌شود***گر‌چه بر وی جُور و سختی می‌رود
  • هم بر آن در باشدش باش و قرار***کفر داند کَردِ غیری اختیار
  • ور سگی آید غریبی روز و شب***آن سگانش می‌کنند آن دم ادب
  • که: «برو آنجا که اوّل منزل است***حقِّ آن نعمتْ گروگانِ دل است»
  • می‌گزندش که: «برو بر جای خویش***حقِّ آن نعمت فرو مگذار بیش»
  • ----------

  • از درِ دل وَ اهلِ دلْ آبِ حیات***چند نوشیدیّ و وا شد چشم‌هات؟!
  • بس غذای وَجد و سُکرِ بی‌خودی***از درِ اهلِ دلان بر جان زدی‌
  • باز این در را ر‌ها کردی ز حرص***گِردِ هر دکّان همی‌گردی ز حرص2
  • بر درِ آن مُنعِمانِ چرب‌ دیگ***می‌دوی بهرِ تَریدِ مُرده‌ریگ3
  • چربِش آنجا دان که جان فربه شود***کارِ ناامّیدْ آنجا بِه شود
    1. . خُباط: اشتباه.
    2. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: همی‌گردی ز خِرص (گمان).
    3. . مرده‌ریگ: میراث، باقی‌مانده.