اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

نسخه عربی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

27
  • چون قضا آید، شود تنگْ این جهان***از قضا حلوا شود رنجِ دهان
  • گفت: «إذا جاءَ الْقَضا، ضاقَ الْفَضا***تُحجَبُ الأبْصارْ إذا جاءَ الْقَضا»1
  • چشمْ بسته می‌شود وقتِ قضا***تا نبیند چشمْ کُحلِ چشم را
  • مکرِ آن فارِس چو انگیزید گَرد***آن غُبارت ز‌آن سوارت دور کرد2
  • سوی فارِس رو، مرو سوی غبار***ور نه، بر تو کوبد آن مکرِ سوار
  • گفتْ حق: «آن را که این گرگش بخَورْد***دیدْ گَردِ گرگ، چون زاری نکرد؟!»3
  • او نمی‌دانست گَردِ گرگ را***با چنین دانش چِرا کرد او چَرا؟!
  • گوسفندان بوی گرگِ باگَزَند***می‌بدانند و به هر سو می‌خزند
  • مغزِ حیوانات بوی شیر را***می‌بداند، ترک می‌گوید چَرا
  • بوی شیرِ خشمِ دیدی، باز‌گرد***با مناجات و حَذَرْ انباز گرد4
  • وا نگشتند آن گروه از گَردِ گرگ***گرگِ مِحنَت بعدِ گَرد آمد سِتُرگ
  • بَر‌درید آن گوسفندان را به خشم***که ز چوپانِ خِرَد بَستند چشم
  • چند چوپانْشان بخوانْد و نامَدند***خاکِ غم در چشمِ چوپان می‌زدند
  • که: «برو، ما خود ز تو چوپان‌تریم***چون تَبَع گردیم؟! هر یک سَروریم
  • طعمۀ گرگیم و آنِ یار نی***هیزمِ ناریم و آنِ عارْ نی»
  • حَمیَتی بُد جاهلیّت در دِماغ***بانگِ شومی بر دَمَنْشان کرد زاغ5
  • بهرِ مظلومان همی‌کندند چاه***در چَه افتادند و می‌گفتند: «آه»
  • پوستینِ یوسُفان بشْکافتند***آنچه می‌کردند، یک یک یافتند
  • کیست آن یوسف؟ دلِ حق‌جوی تو***چون اسیری بسته اندر کوی تو
  • جبرئیلی را بر اُستُن بسته‌ای***پَرّ و بالش را به صد جا خَسته‌ای
  • پیشِ او گوساله بِریان آوری***که کِشی او را، به کَهدان آوری
  • که: «بخور، این است ما را لوت و پوت»***نیست او را جز لقاءَ اللٰهْ قوت
    1. نسخۀ قونیه: إذ جاءَ القَضا.چون قضا واقع شود عرصه تنگ می‌شود، و چون قضا فرا رسد بر چشمان پرده‌ای افکنده شود (اگر مشیّت تعلّق گیرد دید انسان از دیدن حقیقت نابینا می‌گردد.)‌
    2. نسخۀ قونیه: آن غُبارت ز‌ استِغاثَت دور کرد.
    3. . گرگ: (مکر).
    4. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی:
      بویِ خشمِ شیر دیدی، باز‌گرد*** با مناجاتِ خدا انباز گرد.
    5. . حَمیَّة: غضب و عار داشتن، تعصّب. دِمَن: تودۀ سرگین.