اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

31
  • حملۀ دیگر، تو خاکی پیشه گیر***تا کُنم بر جمله میرانَت امیر1
  • آب از بالا به پستی در‌شود***آنگَه از پستی به بالا بر‌رود
  • گندم از بالا به زیرِ خاک شد***بعد از آن، آن خوشۀ چالاک شد
  • دانۀ هر میوه آمد در زمین***بعد از آن سر‌ها بر‌آورْد از دَفین
  • اصلِ نعمت‌ها ز گردون تا به خاک***زیر آمد، شد غذای جانِ پاک
  • از تواضع چون ز گردون شد به زیر***گشت جزوِ آدمی، حَی دلیر
  • پس صفاتِ آدمی شد آن جماد***بر فرازِ عرشْ پَرّان گشت شاد
  • کز جهانِ زنده زَ اوّل آمدیم***باز از پستی سوی بالا شدیم
  • جمله اَجزا در تحرّک، در سکون***ناطِقان: «کِانّا إلَیهِ راجِعون»2
  • ذکر و تسبیحاتِ اجزای نهان***غُلغُلی افکند اندر آسمان
  • چون قضا آهنگِ نیرنجات کرد***روستایی شهری‌ای را مات کرد3
  • با هزاران حَزم، خواجه مات شد***ز‌آن سفر در معرضِ آفات شد
  • اعتمادش بر ثُباتِ خویش بود***گر‌چه کُه بُد، نیم‌سِیلش در رُبود
  • چون قضا بیرون کند از چرخْ سر***عاقلان گردند جمله کور و کر
  • ماهیان افتند از دریا برون***دام گیرد مرغِ پرّان را زَبون
  • تا پَریّ و دیو در شیشه شود***بلکه هاروتی به بابِل در روَد
  • جز کسی کاندر قضای حق گریخت***خونِ او را هیچ تَربیعی نریخت
  • غیرِ آنکه در گریزی در قضا***هیچ حیله ندْهدت از وی رها‌ها
  • قصّۀ اصحاب ضَروان و حیلت‌کردنِ ایشان تا بی‌زحمتِ فقیران، باغ‌ها را قِطاف کُنند

  • قصّۀ اصحابِ ضَروان خوانده‌ای***پس چرا در حیله‌جویی مانده‌ای
  • حیله می‌کردند کژدم‌نیشْ چند***که بُرَند از روزی درویشْ چند
  • شب همه شب می‌سِگالیدند مکر***رویْ در رو کرده چندین عَمْرو و بَکر
  • خُفیه می‌گفتند سِرّ‌ها آن بَدان***تا نباید که خدا دریابد آن
  • ----------

    1. . حملۀ دیگر: بار دیگر.
    2. سوره البقره آیه 156؛ «... ما به سوی او بازخواهیم گشت!»
    3. . نیرنجات: سِحر و نیرنگ‌ها.