اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

43
  • عاشق و معشوق را در رستخیز***دو به دو بندند و پیش آرند تیز
  • تو چه خود را گیج و بی‌خود کرده‌ای***خونِ رَز کو؟! خون ما را خورده‌ای:1
  • «رو؛ که نشناسم تو را، از من بِجه***عاشقِ بی‌خویشم و بُهلولِ ده
  • تو توهّم می‌کنی از قُربِ حق***که طَبَقگرْ دور نبوَد از طَبق
  • آن نمی‌بینی که قربِ اولیا***صد کرامت دارد و کار و کیا؟!
  • آهن از داوود مومی می‌شود***موم در دستت چو آهن می‌بوَد
  • قربِ خَلق و رزق بر جملَه ست عام***قربِ وحی عشق دارند این کِرام
  • قرب بر انواع باشد ای پدر***می‌زند خورشید بر کُهسار و زر
  • لیک قُربی هست با زرْ شید را***که از آن آگَه نباشد بید را2
  • شاخِ خشک و تر قریبِ آفتاب***آفتاب از هر دو کی دارد حجاب؟!
  • لیک کو آن قربتِ شاخِ طَریّ***که ثِمارِ پخته از وی می‌بَری؟!
  • شاخِ خشک از قُربتِ آن آفتاب***غیرِ زوتر خشک گشتن، گو بیاب!
  • آن‌چنان مستی مباش ای بی‌خرد***که به عقل آید پشیمانی خورَد
  • بلکه ز‌آن مستان که چون مِی می‌خورند***عقل‌های پخته حسرت می‌بَرند
  • ای گرفته همچو گربه، موشِ پیر***گر از آن مِی شیر گیری، شیر گیر
  • ای بخورده از خیالِ جامْ هیچ***همچو مستانِ حقائق بر‌مَپیچ3
  • می‌فُتی این سو و آن سو مست‌وار***ای تو این سو نیستت، آن سو گذار!
  • گر بِدان سو راه یابی، بعد از آن***گَه بدین سو گه بِدان سو سر فشان
  • جمله زین سویی، از آن سو گپ مزن***چون نداری مرگ، هرزه جان مکَن
  • آن خَضِرْ جان کز اجَل نهْراسد او***شاید ار مخلوق را نشْناسد او
  • کام از ذوقِ توهّم خوش کنی***در دمی در خیکِ خود پُرّش کُنی4
  • پس به یک سوزن تهی گردی ز باد***این چنین فربه تنِ عاقل مَباد!5
  • کوزه‌‌ها سازی ز برف اندر شِتا***کی کُند چون آب بیند، آن وفا؟!
    1. بریتانیا الف: گنج بی خود
    2. . شید: خورشید (خاصان و اولیای الهی). بید: درخت بید (عوام الناس).
    3. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: خیال خام.
    4. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: خیک و خود.
    5. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: تهی گردد... تن غافل.