اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

59
  • هر کجا لطفی ببینی از کسی***سوی اصلِ لطفْ ره یابی بسی
  • این همه جو‌ها ز دریایی ست ژرف***جزو را بُگذار و بر کُل دارْ طَرْف1
  • زشت‌های خَلق بهرِ خوبی است***برگِ بی‌برگی نشانِ طوبی است2
  • 🔹 خشم‌های خَلق بهرِ مِهر خاست***از جفای خلق امّیدِ وفاست
  • جنگ‌های خَلق بهرِ آشتی ست***دامِ راحت دائماً بی‌راحتی ست
  • هر زدن بهرِ نوازش را بوَد***هر گِله از شُکرْ آگَه می‌کُند3
  • بوی بر از جزو تا کُلّ ای کریم***بوی بر از ضدّ تا ضدّ ای حکیم
  • 🔹 چون عصا در دستِ موسیٰ گشت مار***جمله عالَم را بدین سان می‌شمار
  • جنگ‌ها می‌آشتی آرَد درست***مارگیر از بهر یاری مار جُست
  • بهرِ یاری مار جویَد آدمی***غم خورَد بهرِ حریفِ بی‌غمی
  • ----------

  • او همی‌جُستی یکی مارِ شگَرف***گِردِ کوهستان و در ایّامِ برف
  • اژدهایی مُرده دید آنجا عظیم***که دلش از شکلِ او شد پُر ز بیم
  • مارگیر اندر زمستانِ شدید***مار می‌جست، اژدهای مرده دید
  • ----------

  • مارگیر از بهر حیرانی خَلق***مار گیرد؛ اینْت نادانی خَلق
  • آدمی کوه است، چون مَفتون شود؟!***کوه اندر مارْ حیران چون شود؟!
  • خویشتن نشْناخت مسکین‌ْ آدمی***از فزونی آمد و شد در کمی
  • خویشتن را آدمی ارزان فروخت***بود اطلس، خویش را بر دَلقْ دوخت
  • صد هزاران مار و کُه حیرانِ اوست***او چرا حیران شدَه‌ست و مار دوست؟!
  • ----------

  • مارگیر آن اژد‌ها را برگرفت***سوی بغداد آمد از بهر شگفت
  • اژدهایی چون ستونِ خانه‌ای***می‌کشیدش از پی دانگانه‌ای:4
  • «کِاژدهای مُرده‌ای آورده‌ام***در شکارش من جگر‌ها خورده‌ام»
  • او همی مُرده گمان بُردش ولیک***زنده بود و او ندیدش نیکِ نیک
  • او ز سرما‌ها و برفْ افسرده بود***زنده بود و شکلِ مرده می‌نمود
  • ----------

    1. نسخۀ قونیه: این همه خوش‌ها.
    2. نسخۀ قونیه: جنگ‌های خَلق بهر خوبی است.
    3. بریتانیا (الف): 
      ...***هر نوازش بهر نازش را بود.
    4. . دانگانه: یک ششم دِرهم؛ پولی ناچیز.