
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
68هر طرف که ساحری بُد نامدار *** کرد پَرّان سوی او دَه پیکِ کار1 دو جوان بودند ساحر، مُشتهِر *** سحرِ ایشان در دلِ مَه مُستمِرّ شیرْ دوشیده ز مَه فاشْ آشکار *** در سفرها رفته بر خُمّی سوار شکلِ کرباسی نموده ماهتاب *** او بپیموده، فروشیده شتاب سیم بُرده، مشتری آگه شده *** دست از حسرت به رخها بر زده صد هزاران همچنین در جادویی *** بوده اُستا و نبوده چون رَوی چون بدیشان آمد آن پیغامِ شاه: *** «کز شما شاه است اکنون چارهخواه از پی آنکه دو درویش آمدند *** بر شه و بر قصرِ او موکب زدند نیست با ایشان به غیرِ یک عصا *** که همیگردد به امرش اژدها شاه و لشکر جمله بیچاره شدند *** زین دو کس جمله به افغان آمدند 🔹 چارهجویان بنده را پیشِ شما *** شاه از آن ارسال فرمودَهست تا چارهای میباید اندر ساحری *** تا بوَد که زین دو ساحر جان بَری2 🔹 چارهای سازید اندر دفْعِشان *** گنجها بخشد عِوَضْ شَه بیکران» آن دو ساحر را چو این پیغام داد *** ترس و مِهری در دلِ هر دو فتاد عِرقِ جنسیّت چو جنبیدن گرفت *** سر به زانو برنهادند از شگفت چون دبیرستانِ صوفی زانو است *** حلِّ مشکل را دو زانو جادو است رفتنِ آن دو تنْ ساحر بر سرِ گورِ پدر و پرسیدن از روانِ او حقیقتِ موسیٰ عَلیٰ نبیّنا و آله و علیه السّلام
بعد از آن گفتند: «ای مادر، بیا *** گورِ بابا کو؟ تو ما را ره نما» بُردِشان بر گور او، بنْمود راه *** پس سه روزه داشتند از بهر شاه بعد از آن گفتند: «ای بابا، به ما *** شاه پیغامی فرستاد از وَجا که دو مردْ او را به تنگ آوردهاند *** آبرویش پیش لشکر بردهاند نیست با ایشان سلاح و لشکری *** جز عصا و در عصا شور و شَری تو جهانِ راستان در رفتهای *** گرچه در صورت به خاکی خُفتهای آن اگر سحر است، ما را دِه خبر *** ور خدایی باشد ای جانِ پدر هم خبر دِه تا که ما سجده کنیم *** خویش را بر کیمیایی بر زنیم - . اصلاحشده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: مردِ کار.
- . الحاقی از نسخۀ قونیه.
