اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

73
  • گر نظر در شیشه داری گم شوی***ز‌آنکه از شیشه‌ست اعدادِ د‌ُوی
  • ور نظر بر نور داری، وا رهی***از دُویی و اعدادِ جسمِ مُنتَهی1
  • از نظرگاه است ای مغزِ وجود***اختلاف مؤمن و گَبر و یهود
  • اختلاف‌کردن در چگونگی شکلِ پیل‌ در شبِ تار

  • پیل اندر خانۀ تاریک بود***عرضه را آورده بودندش هُنود
  • از برای دیدنش مردمْ بسی***اندر آن ظلمت همی‌شد هر کسی
  • دیدنش با چشم چون ممکن نبود***اندر آن تاریکی‌اش کف می‌بِسود
  • آن یکی را کَف به خرطوم اوفتاد***گفت: «همچون ناودان اَستش نهاد»
  • آن یکی را دست بر گوشش رسید***آن بر او چون بادبیزَن شد پدید
  • آن یکی را کف چو بر پایش بِسود***گفت: «شکلِ پیل دیدم چون عَمود»
  • آن یکی بر پشتِ او بنْهاد دست***گفت: «خود این پیلْ چون تختی بُدَه‌ست»
  • همچنین هر یک به جزوی چون رسید***فهمِ آن می‌کرد هر جا می‌تَنید
  • از نظرگَه گفتِشان بُد مختلف***آن یکی دالَش لقب داد، آن الف
  • در کفِ هر کس اگر شمعی بُدی***اختلاف از گفتِشان بیرون شدی
  • ----------

  • چشمِ حسْ همچون کفِ دست است و بس***نیست کف را بر همه‌یْ آن دسترس
  • چشمِ دریا دیگر است و کف دگر***کف بِهِل وز دیدۀ دریا نگر2
  • جنبشِ کف‌ها ز دریا روز و شب***کف همی‌بینیّ و دریا نی، عجب!
  • ما چو کشتی‌ها به هم بر می‌زنیم***تیره‌چشمیم و در آبِ روشنیم
  • ای تو در کشتی تن رفته به خواب***آب را دیدی، نِگر در آبِ آب
  • آب را آبی ست کاو می‌رانَدش***روح را روحی‌ست کاو می‌خوانَدش
  • موسی و عیسی کجا بُد کآفتاب***کِشتِ موجودات را می‌داد آب؟!
  • آدم و حوّا کجا بُد آن زمان***که خدا افکنْد این زه در کمان؟!
  • این سخن هم ناقص است و أبتَر است***آن سخن که نیست ناقص، ز‌آن سر است
    1. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: اعدادِ جسم ای مُنتَهی.
      منتَهی: متناهی (جسم محدود).
    2. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: وز دیده در دریا نگر.