اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

76
  • بادِ قهر است و بَلای شمع‌کُش***جز که شمعِ حق همی‌باید خَمُش»1
  • گفت: «نی، رفتم بر آن کوهِ بلند***عاصِم است آن کُه مرا از هر گزند»2
  • «هین مکُن؛ که کوهْ کاه است این زمان***جز حَبیبِ خویش را ندْهد امان»3
  • گفت: «من کی پندِ تو بشْنوده‌ام***که طمع کردی که من زین دوده‌ام؟!
  • خوش نیامد گفتِ تو هرگز مرا***من بَریّ‌ام از تو در هر دو سرا»
  • «هین، مکُن بابا که روزِ ناز نیست***مر خدا را خویشی و اَنباز نیست
  • تا کُنون کردیّ و این دَمْ نازُکی‌ست***اندر این درگاهْ گیرا نازِ کیست؟!
  • ﴿لَمْ یَلِد﴾ ﴿لَمْ یولَد﴾ است او از قِدَم***نه پدر دارد، نه فرزند و نه عَم4
  • نازِ فرزندان کجا خواهد کشید؟!***یا ز بابایان کجا خواهد شنید؟!
  • ”نیستم مولود، پیرا، کم بِناز***نیستم والِد، جَوانا، کم گُراز5
  • نیستم شوهر، نی‌ام من شهوتی***ناز را بُگذار اینجا، ای سِتی!“
  • جز خضوع و بندگیّ و اضطرار***اندر اینحضرت ندارد اعتبار»
  • گفت: «بابا، سال‌ها این گفته‌ای***باز می‌گویی، به جهلْ آشفته‌ای؟
  • چند از این‌ها گفته‌ای با هر کسی***تا جوابِ سرد بشْنودی بسی؟!
  • این دمِ سردِ تو در گوشم نرفت***خاصه اکنون که شدم دانا و زَفت»
  • گفت: «بابا، چه زیان دارد اگر***بشنوی یک بار تو پندِ پدر؟!»
  • همچنین می‌گفت او پندِ لطیف***همچنین می‌گفت آن، دَفعِ عَنیف
  • نی پدر از نُصحِ کَنعان سیر شد***نی دَمی در گوشِ آن اِدبیر شد
  • اندر این***گفتن بُدند و موجِ تیزبر سر کَنعان زد و شد ریز ریز
  • نوح گفت: «ای پادشاهِ بردبار***مر مرا خرْ مُرد و سیلت بُردْ بار
  • وعده کردی مر مرا تو بار‌ها***که: ”بیابد اهلت از طوفانْ ر‌ها“
  • دل نهادم بر امیدت منْ سلیم***پس چرا بِرْبود سیل از من گلیم؟»
  • گفت: «او از اهل و خویشانت نبود***خود ندیدی تو سفیدی از کبود»6
  • ----------

    1. نسخۀ قونیه: جز که شمعِ حق نمی‌پاید، خَمُش.
    2. سوره هود آیه 43.
    3. . یا قسطنطیه(ب): جز مَهینِ خویش.
    4. سوره الإخلاص آیه 3؛ «خدا نه می‌زاید و نه زاده شده است.»
    5. . گرازیدن: با ناز و تکبّر راه‌رفتن.
    6. سوره هود آیه 46.