
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
86این همیگوید که: «آن ضال است و گم» *** بیخبر از حالِ او وَز امرِ «قُم!»1 وآن همیگوید که: «این را چه خبر؟!» *** جنگشان افکنْد یزدان از قَدَر گوهرِ هر یک هویدا میکند *** جنس از ناجنس پیدا میکند قهر را از لطف داند هر کسی *** خواه نادان، خواه دانا یا خَسی لیک لطفی قَهرْدَر پنهان شده *** یا که قهری در دلِ لطف آمده2 کم کسی داند، مگر ربّانیای *** کِش بوَد در دلْ مِحَکِّ جانیای باقیانْ زین دو گمانی میبرند *** سوی لانهیْ خود به یک پر میپرند در بیانِ آنکه علم را دو پَر، و گمان را یک پَر است3
علم را دو پر، گمان را یک پر است *** ناقص آمد ظنّ؛ به پروازْ ابتَر است مرغِ یک پَر زود افتد سرنگون *** باز برپَرّد دو گامی یا فُزون میفِتد، میخیزد آن مرغِ گمان *** با یکی پرْ بر امیدِ آشیان4 چون ز ظنّ وا رَست و علمش رو نمود *** شد دو پَرْ آن مرغ و پَرها واگشود بعد از آن یَمْشی سَویّاً مستقیم *** نی عَلیٰ وَجهِهْ مُکِبّاً أوْ سَقیم5 با دو پر برمیپرد چون جبرئیل *** بیگمان و بیمگر، بیقال و قیل گر همه عالَم بگویندش: «تویی *** بر رهِ یزدان و دینِ مُستَوی» او نگردد گرمتر از گفتِشان *** جانِ طاقِ او نگردد جفتِشان ور همیگویند او را: «گُمرَهی! *** کوهْ پنداریّ و تو برگِ کَهی» او نیفتد در گمان از طَعنشان *** او نگردد دردمند از ظَعْنشان6 - . قُم: برخیز.
- . قَهر دَر: در قهر.
- . قونیه: در بیانِ آن که علم را دو پرست و گمان را یک پر است، ناقص آمد ظن بپرواز ابترست، مثال ظن و یقین در علم
- . نسخۀ قونیه: افت خیزان می رود مرغ گمان.
- . سوره المُلک آیه 22.
بعد از آنکه از ظن و گمان رها گشت و حقیقت علم در او حاصل شد حرکت او بر سبیل اعتدال و (صراط) مستقیم خواهد بود، نه آنکه بهروی خود بر زمین افتاده باشد و نه آنکه دچار علّت و مرض باشد. - . بریتانیا (الف): طبعشان...طَعنشان. شرح انقروی: دردمند از ظَغنشان (ظغن: کینه).
ظَعن: حرکت و سیر.
