
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
23دیگر شرعی را بهعنوان حکم اوّلی کنار میزند و حکم ثانوی در اینجا پیش میآورد. آن ضرر، وجوب عمل به یمین و وجوب عمل به «المؤمنونَ عِندَ شُروطِهِم» را کنار میزند و بر همۀ اینها حکومت میکند. این حکومت بهواسطۀ این است که ضرر پیش شارع یک امر مسلّمی بوده که به مقتضای امضائی که شارع در اینجا کرده، همان مسئلۀ عقلائی را که حکم فطری است، تنفیذ کرده است.
تنفیذ شارع بر بسیاری از قواعد فطری و عقلائی
ما در احکام و قواعد شرعی موارد بسیاری داریم که شارع براساس آن حکم فطری و عقلائی آنها را امضا کرده است. منبابمثال استصحاب یکی از قواعد فطری و عقلائیه است که شارع آن را تنفیذ و امضا کرده است.1 البته ما میبینیم شارع در بعضی از موارد قدری بیش از آن مقداری که عرف در جریان استصحاب عمل میکند توسعه داده است، اما نهاینکه بهطور کلّی همه را کنار بزند.
«لا تَنقُضِ الیَقینَ بِالشّکِّ» معنایش این است که نگاه کن همانطوریکه در عرف اگر به حکمی یقین داشته باشی و بعداً برای تو شک پیدا شود استصحاب میکنی، در اینجا هم همینطور. منبابمثال اگر صبح سر یخچال رفتی و دیدی ماست هست و بعد از خانهات بیرون آمدی، حالا شک میکنی که تا ظهر بچّهات ماست را خورده یا نخورده، استصحاب میکنی و میگویی إنشاءاللَه که نخورده است؛ اما نهاینکه اگر مثلاً فقط پنج درصد احتمال میدهی که این ماست باقی مانده است باز هم استصحاب کنی، زیرا این استصحاب دیگر عقلائی نیست. «لا یَنقُضُ الیَقینَ أبَدًا بِالشَّکِّ و لَکِن یَنقُضُهُ بیَقینٍ آخَرَ.»2 نمیگوید که باید آن چیزی که جانشین این یقین میشود، یقین صد در صدی باشد، بلکه همان علم متعارف عرفی کفایت میکند. آن علم جای یقین است، نه یقین به معنای صد در صد بودن.
مراد از این علم در موارد مختلفی که جریان دارد، تفاوت پیدا میکند؛ مثلاً در بحث
- مصباح الفقیه، آقا رضا الهمدانی، ج ٣، ص ٧٢.
- تهذیب الأحکام، ج ١، ص ٨.
