
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
25هست. چهبسا اینکه در این مورد، سَمُره با این لجاجی که داشته، دست برنمیداشته و آرام نمیگرفته و بیشتر باعث زحمت میشده است و برایاینکه دیگر آن زحمتها پیش نیاید، حضرت از اول حکم به قلع اصل و ریشه کردهاند.1 این حکم، حکم عقلائی است. اگر ما هم بهجای رسول خدا بودیم و به آن موقعیّت و کیفیت نگاه میکردیم شاید همین حکم را میکردیم. بنابراین مسئلهای که در اینجا مورد نظر است این است که قبل از اینکه ما توجه کنیم در شرع در چه مواردی به این قاعده استناد شده است باید بدانیم که قاعده، قاعدۀ عقلائی است.
جریان قاعدۀ لا ضرر در بحث تیمم و شهادت
بعضی از موارد استناد شرع به این قاعده بیان شد. موارد دیگری هم دارد که لفظ ضرر در آن نیامده است ولی حضرت به این قاعده استدلال کردهاند. یکی از این موارد، در باب تیمم است. شخصی را [بهجای اینکه تیمم بدهند، غسل داده بودند. حضرت فرمودند:]
قَتَلوه؛ قَتَلَهُمُ اللَه! «او را کشتند؛ [خدا آنها را بکشد!]»
ألّا یَمَّموهُ؟! «چرا تیمّمش ندادند؟!»2
حضرت میگوید که اگر شما عقل داشتید این کار را نمیکردید! بهخاطر یک غسل این بیچاره را کشتید!
اینها همه از موارد اجرای این قاعدۀ عقلی است؛ لذا اینکه در بعضی از روایات داریم: «یُعرَف هذا و أشباهُه من کتاب اللَه»3 یعنی این قاعده را کتاباللَه هم دارد.
- جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به همین مجموعه، ج ١، ص ٣٣٤ ـ ٤٧٠.
- الکافی، ج ٣، ص ٦٨.
- همان، ص ٣٣:
«عن عَبدِ الأعلیٰ مَولیٰ آلِسامٍ قال: قُلتُ لِأبیعَبدِاللَهِ علیه السّلام: عَثَرتُ فانقَطَعَ ظُفُری فَجَعَلتُ عَلیٰ إصبَعی مَرارَةً، فَکَیفَ أصنَعُ بِالوضوءِ؟ قال: ”یُعرَفُ هَذا و أشباهُهُ مِن کِتابِ اللَهِ عزّوجلّ: ﴿مَا جَعَلَ عَلَيۡكُمۡ فِي ٱلدِّينِ مِنۡ حَرَجٖ﴾؛ امسَح عَلَیهِ.“»
