
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
100امام زمان علیه السّلام است، همۀ مردم را از این ده به آن ده، از این شهر به آن شهر بهسوی حضرت دعوت کرده و آشوبی بپا کرده بود که: «حضرت میخواهند ظهور کنند، مردم چرا نشستهاید؟! در خواب غفلت گرفتار هستید! برخیزید، راه بیفتید!» و همینطور با افراد برخوردهایی میکرد و اگر یک فردی با او مقابله میکرد، به او اعتنا نمیکرد و برخورد میکرد و همینطور به این کیفیّت ادامه داد.
خب ببینید، این که الآن میآید و این ادّعا را میکند، یک منشائی دارد، یک علّتی دارد. آن علّت چیست؟ ادراک باطن است. بالأخره باطن او، او را تحریکِ برای انجام این عمل میکرد، از سرِ خود که این کار را نمیکند. حال، آن باطن در چه موقعیّتی قرار دارد؟ آیا موقعیّتِ باطن واقعاً إشراف به واقع است؟ که امام زمان به کسی دستور نمیدهد! پس این باطن ناشی از تسلّط شیطان بر این نفس و بهکارگیری این نفس بهواسطۀ تجمیل و تصویر صوَری است که بتواند او را گول بزند. صورتی را برای او بهوجود بیاورد، خصوصیّاتی را برای او بهوجود بیاورد که همچون مطالب راست و درستی که قبلاً اتّفاق افتاده، او را هم راست میپندارد، او را هم صحیح میپندارد. بهدنبال مطلب میرود درحالتیکه اصلاً بین او و بین مسئله کجا! چه تفاوتی وجود دارد! چه ارتباطی با هم وجود دارد؟! اصلاً ارتباط وجود ندارد! و بعد میآید و در مقام واقع میشود و با افراد دیگر معارضه میکند.
همین شخص بهواسطۀ تسلّط همین افکار و آثاری که برایش بود، از طرف همان مأموری که او را امر کرده بود، دستور پیدا کرد فلان شخص را که جزء معارضین است اصلاً إعدام کند، چون این الآن جلوی ظهور حضرت را گرفته است، این الآن باعث شده که حضرت ظهور نکند! و کمر به قتل این بیچاره بسته بود، این بیچارهای که گفته بود: «برو پیِ کارت این حرفها چیست؟! زمان ظهور چیست؟!» گفتند: «نه، او باید إعدام شود، این اصلاً مانع است، او نمیگذارد، او مردم را تحریک میکند!» و میخواست او را إعدام کند که لطف و عنایت سیّدالشّهدا علیه السّلام، در قضیّهای که مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ برای من نقل کرده بودند، شامل حال او شد و او را متوجّه کرد.
