اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری جلد 8

شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»

0
جلد ها

جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» می‌پردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم می‌گردد.

سرای جاوید

عنوان بصری جلد 8

101
  •  بعد متوجّه شد که تمام این افکار و این مکاشفات و این صوَر و این أعمالی که الآن به‌دنبال آن بود و دیگران را ملزم به رعایت اینها می‌کرد، تمام اینها از شیطان بوده است. وقتی که می‌رود در کنار چشمه‌ای می‌نشیند و به مسائل فکر می‌کند و از این قضیّه‌ای که می‌خواسته اتّفاق بیفتد همین‌طور در تفکّر بوده، یک‌مرتبه شیطان بر او مجسّم می‌شود و می‌گوید: «خوب سرت را کلاه گذاشتم!» و این به‌واسطۀ توسّلاتی بود که به سیّدالشّهدا علیه السّلام داشته و برای او دستگیر شد.1

  • تأثیر مهمّ تربیت استاد در تشخیص تسویلات شیطان

  •  امّا چون نفس او و حال او در تحتِ تربیت استاد نبود، این مسئله تا آخر عمر همراه او بود، مطالبی که انجام می‌شد همراه او بود؛ من‌جمله از کارهایی که ایشان انجام می‌داد اینکه به مجلس سیّدالشّهدا علیه السّلام خیلی احترام می‌گذاشت، این به‌جای خود محفوظ! وقتی که ایشان صحبت می‌کرد همه را منقلب می‌کرد و چه می‌کرد.2 امّا اگر یک قضیّۀ غیر عادی در مجلس اتّفاق افتاده بود و می‌خواست اتّفاق بیفتد، این شخص پافشاری می‌کرد و می‌خواست آن مسئله را إفشا کند. فرض کنید که یک شخص یک خلافی کرده و بعد آمده در این مجلس شرکت کرده، بلند داد می‌زد: «ای کسی که فلان خلاف را انجام داده‌ای، از مجلس سیّدالشّهدا برو بیرون!» حالا جمعیّت هزار نفر، دو هزار نفر نشسته‌اند، یک بیچاره‌ای هم آمده در اینجا و حالا یک خلافی کرده است. حالا کرده که کرده، چرا می‌خواهی آبرویش را ببری؟! این است مرام پیامبران؟! این مرام ستّار العیوبی است؟! این مرام، مرام ائمّه است؟! قضیّه این‌طور بوده است؟! و بعد اگر شخص ترتیب اثر نمی‌داد، خب رها نمی‌کرد؛ [می‌گفت]: «بلند می‌شوی یا بگویم؟!» این‌قدر تکرار می‌کرد تا آن شخص با حالت خجالت و شرمندگی می‌رفت، و اگرنه می‌گفت: «تو ای آقایی که فلان‌جا نشسته‌ای، تو دیشب فلان کار را نکردی؟! دیروز نکردی؟! دروغ نگفتی؟! بلند شو بیا بیرون! مجلس ما

    1. رجوع شود به اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٢٨٢ و ٢٨٣.
    2. رجوع شود به پرواز روح، ص ٩٠.