
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
128داشت. مثالش خیلی روشن است و برای همۀ ما این قضیّه مشهود است که افراد در وجود خودشان و در کمون نفس خودشان، دارای استعدادهایی هستند برای رسیدن به مراتبی از جهات وجودی که در این دنیا هست، چه جهات مادّی و چه جهات معنوی؛ ولی این مسئله به منصّۀ بروز و ظهور نمیرسد، مگر اینکه انسان نفس خود را در تحتِ تربیت خاصّی که آن تربیت خاص منتهی میشود به این مرتبه، دربیاورد.
عامل فعلیّت استعدادهای انسان چیست؟
انسان استعداد و آمادگی برای رسیدن به بالاترین مراتب علمی از همین علوم متداول روز را دارد، ولی تا وقتی که اهتمام نسبت به مطلب نداشته باشد و آستین همّت بالا نزند و خود را با شرایط مشکلِ برای رسیدن به مطلب وفق ندهد، در همان مرتبه میماند. اگر هزار سال هم بر او بگذرد، اگر عمر نوح را هم بکند، باز به نتیجهای نمیرسد، با همان روز اوّلش تفاوتی ندارد؛ زیرا گذران شب و روز و ماه و سال تأثیری بر رشد و تکامل انسان ندارند، چه انسان بیست سال از عمر او بگذرد، چه دو هزار سال بگذرد، هیچ تفاوتی از نقطهنظر رشد و تکامل روحی مترتّب نمیشود! و هر لحظۀ از عمر خود را که در این طریق بگذراند، به همان مقدار و به همان لحظه نصیب دارد! اگر یک صفحه از این کتاب را بخواند، بهاندازۀ یک صفحه بهره برده است؛ دو صفحه بخواند، دو صفحه بهره برده است. فلهذا خدای متعال برای وجود انسان یک حصّه و سهمی از عمر قرار داده است.
موهبت و سهمیّۀ خدادادیِ هر شخص از عالم وجود
راجع به این مسئله گمان میکنم اشاراتی در چند سال پیش بود، نمیدانم نظر رفقا هست یا نه؟ الآن گذرا برای ارتباطمان با این مطلب، این قضیّه و مطلب را عرض میکنم که هر شخصی در این عالم وجود یک سهمیهای از عمر دارد؛ بعضیها سهمیۀشان صد سال است، بعضیها هشتاد سال است، بعضیها پنجاه سال است، بعضیها پنج سال است، بعضیها دویست سال است، بعضیها مانند نوح بیش از هزار سال است. نقل میکنند لقمان بیش از هزار سال عمر داشت،1 افرادی در سابق
- رجوع شود به إثبات الوصیة، ص ٣٣؛ کمال الدّین، ج ٢، ص ٥٢٣؛ تقریب المعارف، ص ٤٤٩؛ أسرار الإمامة، طبری، ص ١٠٢؛ الکشّاف، زمخشری، ص ٤٩٢ و ٤٩٣.
