
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
132مسئلۀ اعجابانگیز تبدیل سیّئه به حسنه و تجلّی آن در رفتار اولیای الهی
این افرادی که در گذشته بهواسطۀ غفلتشان، بهواسطۀ زلاّتشان، بهواسطۀ جهالتشان، مرتکب اشتباه و خطاهایی شدهاند، در دستگاه الهی مسئله از این قبیل است! شما این را هیچ جایی ندیدهاید، یعنی این مطلب در جایی وجود ندارد، با معیارهای عادی قابل سنجش نیست که شخصی یک کار خلافی انجام بدهد، بعد حالا رفیق او که نسبت به او این عمل انجام گرفته، نهتنها او را ببخشد، بلکه بر آن عمل گذشته پاداش بدهد! ما یکهمچنین چیزی سراغ داریم؟! حالا فوقش میگویند از گناه شما میگذریم، از تقصیر شما صرف نظر میکنیم؛ امّا اینکه براساس آن عمل یک پاداش و یک دستت درد نکند هم به شما بدهیم، این دیگر مسئلهای است که نهتنها این قضیّه در دستگاه پروردگار وجود دارد، بلکه در ارتباط با کیفیّت تعامل و روابط اولیای الهی، این قضیّه مشاهده میشود که آنها هم همینطور هستند؛ یعنی یک ولیّ خدا، آن کسی که به مقام بقا رسیده است و از مراتب تعیّناتِ نفس خارج شده است، کیفیّت نظر او نسبت به افراد با ما تفاوت میکند و حال او و تعلّق او نسبت به اشخاص با ما فرق میکند! من دیدهام و این مطلبی را که خدمتتان عرض میکنم به تجربه ثابت شده است.
حکایتی در تغییر حال بهواسطۀ انجام دستور توبۀ مرحوم علاّمه طهرانی
راجع به آن قضیّۀ اوّل بسیاری از افراد را من سراغ دارم، مِنجمله یکی از اشخاص میگفت:
من فردی بودم که در معاملات خودم، در کار خودم، در ارتباطات خودم، این بودم و این بودم و این بودم! وقتی که خدمت مرحوم آقا رسیدم، شب سهشنبهای بود که من خدمتشان رسیدم و خیلی از گذشتۀ خود پشیمان و در یک وضعیّت بسیار ندامتگونه بسر میبردم. مرحوم آقا یک دستور توبهای به من دادند. من به ایشان گفتم که آقا، من خیلی گناه کردهام! ایشان فرمودند: «آقا، خدا همه را میبخشد!» تا فرمودند: «خدا همه را میبخشد»، نگاه کردم در وجود خودم و هرچه فکر کردم، هرچه تأمّل کردم دیدم من اصلاً گناه نکردهام! اصلاً گناه نکردهام! یک ساعت پیش چه بود؟!
بله، مثلاً کاری که انجام داده است یادش است که چهکاری انجام شده، امّا اینکه این کار گناه بوده، اثر منفی داشته، [گفت]: دیدم دیگر نیست! بله، کار را انجام
