اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری جلد 8

شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»

0
جلد ها

جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» می‌پردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم می‌گردد.

سرای جاوید

عنوان بصری جلد 8

135
  • مرتکب نشده‌ام؛ ابداً! و هرچه به خود فکر کردم دیدم من کاری نکرده‌ام!

  •  این یک درجه فرق داشت با آن [مورد قبل]! این دید که اصلاً کاری انجام نداده است؛ یعنی هرچه به ذهن خودش فشار آورد که اعمال گذشتۀ خود را یک بازنگری کند، دید چیزی در این پرونده وجود ندارد! هیچ، اصلاً هیچ! و تا الآن هم همین است و می‌گوید: «من کاری نکرده‌ام!» خیلی هم خوب و خیلی هم راحت، مثل سایر افراد هم دارد راه می‌رود، در اجتماع کار می‌کند و فرد بسیار شخیصی هم است و مسئولیّتی هم به عهده دارد مثل خیلی از افراد عادی!

  • عامل قبولی توبه و محو آثار گناه

  •  امّا چطور این قضیّه اتّفاق می‌افتد؟ این برای این است که درست آمد! دو درصد هم برای خود نگذاشت، ده درصد نگذاشت، پانزده درصد نگذاشت! به قول مرحوم آقا راجع به بعضی از افراد که من خدمت ایشان عرض کردم: «آقا، اینها آیا با تمام وجود آمدند؟» فرمودند: «نه آقا، اینها ده درصد را به ما دادند، نود درصد را برای خودشان نگه داشتند!»1 التفات کردید؟ خب بعضی‌ها هشتاد درصد، بعضی‌ها هفتاد درصد؛ ولی بعضی‌ها صد در صد را می‌سپرند، صد در صد را واگذار می‌کنند.

  •  اگر این‌طور باشد، مسئله فرق می‌کند؛ قضیّه، قضیّۀ فُضیل بن عیاض می‌شود؛2 قضیّه، قضیّۀ بِشرحافی می‌شود؛3 قضیّه، قضیّۀ آن افراد خالص و اصحاب خاصّ رسول خدا می‌شود؛ مسئله، مسئلۀ زهیر بن قین می‌شود؛4 مسئله، مسئلۀ حرّ بن یزید ریاحی می‌شود.5 اینها چه بودند؟ اینها همین‌جور بودند. وقتی که آمد خدمت سیّدالشّهدا همه چیز را کنار گذاشت! و وقتی خدمت حضرت رسید با چه حالی بود؟! مسئله شوخی نبود!

    1. رجوع شود به ص ٨٠.
    2. رجوع شود به وفیات الأعیان، ج ٤، ص ٤٧؛ تذکرة الأولیاء، ص ٧٥ و ٧٦.
    3. رجوع شود به منهاج الکرامة، ص ٥٩.
    4. رجوع شود به الإرشاد، ج ٢، ص ٧٢ و ٧٣.
    5. رجوع شود به همان، ص ٩٩ ـ ١٠١.