
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
139خیلی مُعَنوَنی است و انسان با او ارتباط دارد و انسان به او تعلّق دارد و انسان اگر بخواهد او را ناراحت کند، مسائلی بهوجود میآید. بارها شده است که به راحتی از قضیّه میگذریم. [میگوییم]: «خب حالا فعلاً رهایش کن، مسئلهای نیست!»
این چه شد؟ همین جریان شد! شدی عمر سعد، بیبرو برگرد! الآن شد قضیّۀ عمر سعد! شما این حق را [ضایع میکنی]! او در پیش شما اعتبار ندارد، امّا این ارتباط و این کاری که الآن دارد انجام میشود در دستگاه خلقت هم به همین مقدار کوچک است و به همین مقدار بیارزش است؟! چرا او را نگاه نمیکنی؟ چرا متوجّه ارتباطات و دیالوگ ظاهری هستی در میان افراد و در این ارتباطات ظاهری؟ چرا در ارتباطت با او به مسئله و به بالا نگاه نمیکنی؟ بین این فرد و بین آن فردی که دارای موقعیّت و حساب است، در آنجا چه فرقی میکند؟ آن بالا چه تفاوتی دارد؟ این الآن صاحب عنوان است، ولی در آن بالا یک قِران قبولش ندارند! و این الآن بیعنوان است، ولی در آن بالا خیلی قبولش دارند! این را میگویند سلوک.
سلوک یعنی درست اندیشیدن و عمل بر طبق اندیشۀ صحیح و توحیدی
سلوک یعنی درست اندیشیدن و عقلائی و منطقی مسئله را بررسی کردن و بعد عمل را بر طبق آن اندیشۀ صحیح و اندیشۀ توحیدی تطبیق دادن؛ حالا هرجا میخواهد برسد، برسد! ممکن است اگر من این کار را بکنم آن شخص با من قطع رابطه بکند؛ به جهنّم که قطع رابطه میکند، به جهنّم! ممکن است اگر من این کار را بکنم ارتباطم با او سست بشود؛ هزار سال میخواهم سست باشد، اصلاً این ارتباط نباشد!
این خیلی مسئلۀ مهمّی است! برای همۀ ما هم اتّفاق میافتد، برای همۀ ما این قضیّه اتّفاق میافتد و خواهد افتاد و این ناموس عالم تکوین و عالم تشریع است که باید این امتحانات برای همه پیدا بشود و پیدا هم میشود! بعضیها در این جریان قرار میگیرند و فکر میکنند و بالا میکنند و پایین میکنند و مسئله را بهسمت دنیا و بهسمت هویٰ پیش میبرند؛ بعضیها بعد از گذشتِ زیاد، از مسئله کنارهگیری میکنند.
مگر خدمت رفقا عرض نکردم که در قضیّۀ زبیر در جنگ صفّین وقتی امیرالمؤمنین او را متوجّه کرد، چه کرد؟ آمد رفت کنار و گفت: «من نه اینطرفی هستم و نه آنطرفی!»
