
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
148این است معنایش! چرا ما باید همیشه بهدنبال مسائل ظاهری و عادی بگردیم؟!
آندفعه خدمتتان عرض کردم که مستحب است کسی که وارد مسجد میشود با پای راست وارد شود و وقتی خارج میشود با پای چپ خارج شود،1 کسی هم که برای تجدید وضو میرود با پای چپ وارد شود.2 بعضیها گفتهاند: «وقتی انسان سکته میکند از طرف راست میافتد، یعنی بدن بهطرف راست تمایل پیدا میکند!» خب حالا هیچوقت انسان سکته نمیکند، فقط همان موقعی که میخواهد دستشویی برود [سکته میکند]؟! یعنی شما حساب کنید اگر کسی نود سال عمر پیدا کرده است، این در همۀ عمرش سکته نمیکند و این سکته فقط آن موقع میآید که ایستاده و میخواهد برود داخل دستشویی؟! چند نفر تا حالا داخل دستشویی سکته کردهاند؟! اینها حرفهای چرند و حرفهای بیپایه و بیاساسی است که همۀ اینها بهخاطر جهل و ندانستن است!
آقا، پای راست پای برکت است، پای خیر است. انسان باید با دست راست بنویسد، با پای راست حرکت را شروع کند، با دست راست غذا بخورد.3 اینها
- الکافی، ج ٣، ص ٣٠٨:
«عَن یونُسَ عَنهُم قالَ: قالَ: ”الفَضلُ فی دُخولِ المَسجِدِ أن تَبدَأ بِرِجلِکَ الیُمنیٰ إذا دَخَلتَ و بِالیُسریٰ إذا خَرَجتَ.“»
ترجمه: «فضیلت در ورود به مسجد آن است که چون داخل شدی با پای راست وارد شوی، و چون خارج میشوی با پای چپ خارج گردی.» (محقّق) - مصباح المتهجّد، ج ١، ص ٦.
- الکافی، ج ٦، ص ٢٧٢:
«عَن جَرّاحٍ المَدائِنیّ عَن أبیعبداللَهِ علیه السّلام: ”أنّه کَرِهَ لِلرَّجُلِ أن یَأکُلَ بِشِمالِهِ أو یَشرَبَ بِها أو یَتَناوَلَ بِها.“»
ترجمه: «امام صادق علیه السّلام دوست نداشتند کسی با دست چپ غذا بخورد یا با آن بنوشد یا با آن چیزی را بگیرد.» (محقّق)
همان: «...عَن أبیبَصیرٍ عَن أبیعبداللَهِ علیه السّلام قالَ: ”لا تَأکُل بِالیَسارِ و أنتَ تَستَطیعُ.“»
ترجمه: «امام صادق علیه السّلام فرمود: ”در جایی که میتوانی، با دست چپ غذا نخور!“» (محقّق) ←
- الکافی، ج ٣، ص ٣٠٨:
