اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری جلد 8

شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»

0
جلد ها

جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» می‌پردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم می‌گردد.

سرای جاوید

عنوان بصری جلد 8

172
  • این احتیاج به عمل و کار و مراقبه و تربیت دارد! تا انسان این نفس را در مقام تربیت ـ همان‌طور که گفته شده و دستور داده شده ـ در نیاورد، این صفات به همان کیفیّتِ خودش در نفس انسان باقی می‌ماند و یک پرده‌ای روی آنها را گرفته، نمی‌گذارد که اینها به مرتبۀ فعلیّت برسند. شصت سال که سهل است، اگر شش هزار سال هم انسان عمر کند، به‌اندازۀ یک قدم نمی‌تواند بردارد!

  •  بله، ممکن است فرد خوبی باشد، اهل نماز باشد، اهل روزه باشد، اهل انفاق باشد؛ ولی این مسئله در همان مرتبه و محدودیّت در آنجا قرار می‌گیرد و دیگر شخص اضافۀ بر آن مقدار رشد ندارد؛ لذا در قرآن کریم افراد به طبقات مختلفی تقسیم شده‌اند: افرادِ اصحاب شِمال داریم، افرادِ ضالّین داریم، کفّار داریم، مُخَلَّد داریم، افرادی که وضعیّت آنها در آن دنیا بسیار وضعیّت ناگواری است و رحمت پروردگار نسبت به آنها بسیار بعید است و آنها افرادی هستند که در مراتب نفس آمده‌اند و در آن أدنیٰ مراتب، خودشان را محبوس کرده‌اند و نگذاشته‌اند که در مقام فعلیّت و در مقام اطاعت بربیایند، نگذاشته‌اند این‌طور بشود!

  • انقیاد در مقابل حق، موجب رشد و کمال انسان

  •  واقعاً عجیب است! وقتی که انسان در احوال این اهل‌تسنّن مطالعه می‌کند و تفکّر می‌کند، با خود فکر می‌کند: آخر این بشر چطور می‌شود به یک مرتبه‌ای برسد که نماز را می‌خواند، همین نماز را می‌خواند، با قرائت هم می‌خواند، با صوت بسیار قشنگ و دل‌نشین هم می‌خواند، تجوید را هم خیلی رعایت می‌کند، در همۀ اوقات خمسه و در اوّلِ خودش رعایت می‌کند، بسیار هم بر این مسئله اهتمام دارد، امّا وقتی که مسئله به حق و به اعترافِ به حق می‌رسد، چنان در مقابل این قضیّه می‌ایستد و درها را به روی خود می‌بندد که ابداً روزنه‌ای برای ورود نور به دریچۀ قلب خود باقی نمی‌گذارد! این چه‌جور می‌شود که انسان این‌طور بشود؟!

  •  این اهل‌تسنّنی که انسان می‌بیند موقع ظهر تمام دکّان‌ها را می‌بندند و می‌روند برای نماز، بعد دوباره برمی‌گردند، دو ساعت بعد دوباره می‌روند، دوباره برمی‌گردند، دوباره موقع غروب می‌روند، دوباره برمی‌گردند، موقع عشاء می‌روند، موقع نصف شب