اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری جلد 8

شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»

0
جلد ها

جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» می‌پردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم می‌گردد.

سرای جاوید

عنوان بصری جلد 8

174
  •  می‌گفتند: «نه!» خب چرا نه؟! این چه حسابی است؟! چرا نه؟! چرا شما نباید از بعضی از فقراتی که در اذان گفته نمی‌شود دست بردارید؟! چرا شما نباید از آن تحریفی که در اذان شده دست بردارید؟! چرا؟! آیا پیغمبر به‌جای «حیّ علیٰ خَیر العَمل»، الصّلاةُ خیرٌ مِن النّوم1 می‌گفت؟! نمی‌توانند بگویند: «نه، می‌گفت!» خب چرا شما نمی‌گویید؟! چرا آن را که خودتان به آن معتقد هستید نمی‌گویید؟! می‌بینیم که می‌گویند: «نه، ما همین کیفیّت را ادامه می‌دهیم!» آن‌وقت عجیب است؛ این همان است که مرحوم آقا می‌فرمودند:

  • بعضی از اینها را فقط شمشیر دو دَم امام زمان می‌تواند راستشان کند!

  •  این همین است! یعنی چنان عناد و چنان مقابله‌گیری و تقابل با حق در اینها فرو رفته که دیگر هیچ روزنه‌ای برای خودشان باقی نگذاشته‌اند! آخر شما تصوّر کنید که یک شخص هر روز صبح بلند شود و مدام به خودش این تلقین را بکند که این کار را انجام بدهد بر خلاف، فردا همین‌طور، پس‌فردا همین‌طور، خب یک سال بعد دیگر پدر نفس درمی‌آید! این چه بر سرش می‌خواهد [بیاید]؟! دیگر چیزی برایش نمی‌ماند!

  • از دست رفتن استعدادات نفس به‌واسطۀ تقابل با حق

  •  وقتی که یک شخص بخواهد در مقابل حق بایستد، خب امروز راجع به این قضیّه می‌ایستیم، فردا قضیّۀ دوّمی پیش آمد می‌ایستیم، پس‌فردا قضیّۀ سوّم، مدام می‌ایستیم، می‌ایستیم، می‌ایستیم و دیگر این نفس کم‌کم، کم‌کم، کم‌کم، کم‌کم بسته می‌شود و دیگر مانند سنگ هیچ عاملی نمی‌تواند در او نفوذ کند! تا یک حرفی بزنیم [می‌گویند]: «اینها رافضه2 هستند!» خب رافضه هستیم که هستیم؛ بیا جواب حرف را بده! ما اصلاً هستیم.

    1. جهت اطّلاع بر ایجاد این بدعت در زمان خلیفۀ دوّم، رجوع شود به الموطّأ، ج ١، ص ٧٢؛ المصنّف، صنعانی، ج ١، ص ٤٧٤.
    2. «رفض» در لغت به معنای ترک نمودن و رها کردن است. این اصطلاح به شیعیان و معتقدان به امامت اهل‌بیت علیهم السّلام و منکران مشروعیّت زمامداری خلفاء ثلاثه اشاره دارد. اهل‌سنّت با به‌کارگیری این لغت، قصد تخریب و اهانت به شیعه و حامیان عقائد حقّه را دارند. و برای تحقیر مخالفین، از ایشان به «رَفَضه» یاد کردند؛ یعنی کسانی که ولایت یا فضائل خلفا را منکر هستند. (محقّق)