
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
32«اینهم به درد نمیخورد؛ تلکَ عِبادةُ التُّجّار!»1
تکالیف الهی به مثابۀ غذا و داروی شفابخش نفس
اگر آن فکری که در ما هست تصحیح بشود و به یک واقعیّت برسیم، کمکم در خود تغییر و تبدّلات را احساس میکنیم! آن چیست؟ آن این است که ما انجام تکالیف و ترک محرّمات را بهعنوان غذا و داروی برای صحّت و سلامتی و رفع مرض بدانیم! این مسئله است.
اگر شما یک نهالی را در روی زمین بکارید، این نهال برای رشد خودش نیاز به خاک دارد، نیاز به کود دارد، نیاز به آب و هوا و نور دارد، نیاز به مراقبت دارد. اگر شما اینها را انجام دادید رشد میکند و اگر انجام ندادید رشد نمیکند. انجام این امور، بایدها و نبایدهایی است که برای تکامل این نهال باید شما انجام بدهید، اگر انجام ندهید دو روز دیگر خشک شده و باید او را بکَنید و دور بیندازید. نه شما میتوانید از این مسئولیّت شانه خالی کنید و نه آن نهال میتواند بگوید: «من نیاز ندارم، شما من را رها کن من خودم درمیآیم.» کجا درمیآیی؟! خشک میشوی! یک روز به تو آب ندهند خشک میشوی و دیگر باید تو را گرفت و در سطل انداخت، در بیرون انداخت و دیگر تو به درد باغچه نمیخوری، به درد زینت بخشیِ حیاط نمیخوری!
رسیدگیِ به نهال و پرداختنِ به آن، قانونی است از قوانین منطقی و تکوینیِ برای تکامل این نهال، که طرفین را ملزم میکند از این قانون پیروی کنند. اگر نکنند نهال خشک میشود، قضیّه شوخی هم ندارد! نه نهال میتواند بگوید: «مرا به حال خود رها کن!» و نه شما که صاحب نهال هستید میتوانید [رهایش کنید]! چرا؟ چون قانون، قانونِ تکوین است؛ قانون، قانونِ عُقلایی و عَقلانی است. اگر نکنید از بین میرود، پولتان هم هدر میشود، زحمتتان هم همه از بین میرود. برای رشد این، باید این کار انجام بگیرد.
شخصی که مریض است و به پزشک مراجعه میکند، بهصِرف رفتنِ پیش پزشک نمیتواند بسنده کند! پزشک نسخه میدهد، عمل به نسخه قانون تکوین است، تعبّدی
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٥١٠.
