
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
38کردند! میرزا حسینعلی نوری، بهاء اللَه ادّعای پیغمبری هم کرد.1
از جمله اعجاز این جناب میرزا حسینعلی نوری، بهاء اللَه و رئیس فرقۀ بهائیّه اینکه ایشان در بیانات خودشان فرمودهاند(!):
اوصیاء پیغمبر آخر الزّمان دوازده نفر هستند، امّا چون من بعد از او آمدم و از نقطهنظر تکامل بشری، امّت من بر امّت پیغمبر ترجیح دارند، اوصیاء من ٢٤ نفر هستند که هر کدام یکی پس از دیگری از نسل دیگری خواهند رسید و آن وصیّ بیست و چهارمِ من که از نسل من است با آمدن او قیامت برپا خواهد شد!2
نشان به همان نشانی که نوۀ ایشان به نام شوقی أفَندی اصلاً بهطور کلّی بچّه دار نشد! اینها دیدند خیلی آبرو ریزی شده، رفتند یک بچّه را از یک جا برداشتند و جلسهای تشکیل دادند و بهاصطلاح هیئت اُمنا درست کردند و آن را بهعنوان بچّۀ این آقا که نتیجۀ جناب میرزا باشد معرّفی کردند و قالب کردند! اتّفاقاً او هم بعدش باز بچّه دار نشد!3 اتّفاقاً از معجزات ایشان خیلی مسائلی [هست و] کتابی دارند که خیلی مفصّل است و واقعاً اگر کلمات ایشان را بعد از غذا بخوانید برای هضم غذا خیلی خوب است که چه کنید و چه کنید و...!4 ما یک وقت ـ البتّه خیلی وقت پیش ـ در این چیزها بودیم، این مطالعات هم تقریباً مربوط به حدود ٢٨ یا ٢٩ سال پیش است.
این جناب سیّد علیمحمّد باب وقتی که به رسالت و پیغمبری رسیدند، اوّل کاری که کردند برای اینکه زحمت را از امّت بردارند شریعت پیغمبر را نسخ فرمودند و اعلام کردند که شریعت پیغمبر نسخ شده، و چون هنوز تازه کار بودند و شریعت جدید را بلد نبودند بیاورند و میخواستند یک قدری زحمت بکشند، یک مدّتی یعنی
- رجوع شود به بابیگری و بهائیگری، محمّدی اشتهاردی، ص ٤٥ ـ ٥٤ و ٦٥ ـ ٦٨ و ١٤٧ ـ ١٦١.
- رجوع شود به پیام ملکوت، اشراق خاوری، ص ٤٤٠؛ مائده آسمانی، اشراق خاوری، ج ٢، ص ٥٠.
- رجوع شود به بابیگری و بهائیگری، ص ٧٥.
- جهت اطّلاع بر لیست کتابهای ایشان، رجوع شود به بابیگری و بهائیگری، ص ١٦٦.
