اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری جلد 8

شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»

0
جلد ها

جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» می‌پردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم می‌گردد.

سرای جاوید

عنوان بصری جلد 8

42
  • دارد؟! آقا، به مردم خدمت بکنید، مکّه رفتن چه فایده‌ای دارد؟! پول مکّه را به فقرا بدهید! برای چه انسان برود در آنجا خرج بکند؟! چرا برود پول حج بدهد؟! انسان به فقرا می‌دهد!» خدمت به فقیر و کمک به فقیر جای خود دارد، امّا مسئلۀ عبادات در کنار این هم جای خود دارد. عبادات و تکالیفی را که انسان انجام می‌دهد در وهلۀ اوّل موجب تهذیب خودش است؛ اگر این تهذیب انجام گرفت، آن‌وقت انسان می‌تواند به مردم خدمت کند، وإلاّ خدمت به مردم سر از جاهای دیگری درمی‌آورد!

  • لزوم دستور و إشراف امام علیه‌السّلام جهت ورود به مناصب حکومتی

  •  چرا این‌قدر در لسان روایات و در کلمات بزرگان تأکید شده است بر اینکه انسان به تهذیب نفس برسد،1 یعنی به این مقام عبودیّت برسد؟ برای چه؟ برای همین مطلب است! کسی که تهذیب نفس پیدا نکرده است، به‌جای خدمت، زحمت بر خلق به‌وجود می‌آورد و خلق را به بیراهه می‌برد. بعضی‌ها برای فرار از این مسئله آمده‌اند و تشبّث کرده‌اند به عمل و تأیید بعضی از اصحاب ائمّه علیهم السّلام مانند علیّ بن یقطین یا مانند محمّد بن اسماعیل بن بزیع که: «آقا، علیّ بن یقطین هم در دستگاه

    1. نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٤٨٠:
      «و قال علیه السّلام: ”مَن نَصَبَ نَفسَه لِلنّاسِ إمامًا [فَعَلَیه أن یَبدَأ] فَلیَبدَأ بِتَعلیمِ نَفسِه قَبلَ تَعلیمِ غَیرِه، و لیَکُن تَأدیبُهُ بِسیرَتِه قَبلَ تَأدیبِه بِلِسانِه، و مُعلِّمُ نَفسِه و مُؤدِّبُها أحَقُّ بِالإجلالِ مِن مُعلِّمِ النّاسِ و مُؤدِّبِهم!“»
      ترجمه: «هرکس که خود را پیشوای مردم قرار داد باید که پیشتر از تعلیم (و تأدیب) دیگران به تعلیم (و تأدیب) خود بپردازد؛ و پیش از آنکه [آنان را] با زبان ادب کند باید که با کردار خود ادب (و تعلیم) نماید؛ و آن که نفس خود را بیاموزد و ادب نماید به گرامی‌داشتن سزاوارتر است از کسی که مردم را بیاموزد و ادب نماید!» (محقّق)
      هم‌چنین رجوع شود به نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٢٥١ و ٣١٢ و ٤٤٧ و ٥٣٨؛ من لا یحضره الفقیه، ج ٤، ص ٣٨٢؛ غرر الحکم، ص ٧١ و ١٠٤ و ١٢٠ و ١٤٥ و ١٥٠ و ١٥١ و ٢٠٤ و ٢١٥ و ٢١٦ و ٢٢٧ و ٢٩٥ و ٣٧١ و ٤٠٠ و ٤١٦ و ٥٦١ و ٥٧٩ و ٦٥١ و ٦٦١ و ٦٦٦ و ٧٥٤ و ٧٩٨ و ٨١٩.
      و رجوع شود به رساله لبّ اللباب در سیر و سلوک أولی الألباب؛ آیین رستگاری؛ تفسیر آیۀ نور، ص ٢١٨ ـ ٢٢٠ و ٢٤٢؛ رسالۀ اجتهاد و تقلید، ص ٦٠؛ مهر تابناک، ص ٣٣؛ معاد شناسی، ج ١، ص ١٢٢ ـ ١٢٤؛ ج ٦، ص ١٩٢.