
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
43هارون الرّشید بود و مورد تأیید امام کاظم علیه السّلام بود!» اگر علیّ بن یقطین در دستگاه هارون بود به دستور امام کاظم در دستگاه هارون بود، به امر ولیّ خدا در دستگاه هارون بود،1 نهاینکه همینطوری خودش سرش را بیندازد پایین و برود در آنجا! وقتی که امام علیه السّلام به یک شخص دستور میدهند، خود امام هم از پشت، او را احاطه میکنند و کارهای او را مورد نظر دارند. مگر همین علیّ بن یقطین نبود که چند مرتبه مورد غضب موسی بن جعفر علیه السّلام قرار گرفت بهخاطر بعضی از سستیهایی که کرده بود و امام علیه السّلام عمل او را تصحیح کردند؟!2
- رجوع شود به الکافی، ج ٥، ص ١١٠؛ قرب الإسناد، ص ٣٠٥ و ٣٠٦؛ رجال الکشّی، ص ٤٣٣ و ٤٣٥؛ بحار الأنوار، ج ٤٨، ص ١٣٦.
- عیون المعجزات، ص ١٠٠. ترجمه:
«محمّد بن علیّ صوفی گوید: چون ابراهیم ساربان اجازه خواست تا به حضور وزیر هارون، علیّ بن یقطین برسد، علی او را راه نداد. در همان سال علیّ بن یقطین به حج رفت، چون در مدینه اجازه خواست تا به خدمت مولایمان موسی بن جعفر علیه السّلام برسد حضرت به او اجازۀ ورود نداد. فردای آن روز حضرت او را دیدند، علیّ بن یقطین عرض کرد: ای آقای من، گناه من چیست؟! حضرت فرمود: ”تو را راه ندادم زیرا تو برادرت ابراهیم ساربان را راه ندادی، و خداوند إبا دارد که آمدن تو را بپذیرد و تو را اجر دهد مگر اینکه ابراهیم ساربان تو را ببخشد!“ [علی بن یقطین میگوید] عرض کردم: ای آقا و مولای من، من الآن کجا ابراهیم ساربان را بیابم که من در مدینهام و او در کوفه؟! حضرت فرمود: ”بدون اینکه همراهان و غلامان تو بفهمند شب تنها به بقیع برو، در آنجا اسبی زینشده و آماده است بر آن سوار شو!“
پس علیّ بن یقطین به بقیع رفت و سوار آن اسب شد، زمانی نگذشت که او را بر در خانۀ ابراهیم ساربان در کوفه پیاده کرد، در زد و گفت: من علیّ بن یقطین هستم! ابراهیم ساربان از درون خانه گفت: وزیر هارون، علیّ بن یقطین بر درِ خانهام چه میکند؟! گفت: ای آقا، امر عظیمی بر من گذشته! و او را قسم داد که به او اجازۀ ورود دهد. چون داخل شد گفت: ای ابراهیم، مولا (علیه السّلام) از پذیرفتن من امتناع ورزیده مگر اینکه تو مرا ببخشی! ابراهیم گفت: خدا تو را ببخشد! پس علیّ بن یقطین او را قسم داد که پایش را بر صورت او بگذارد در حالی که میگفت: خدایا شاهد باش! سپس از نزد او بیرون آمد و بر آن اسب سوار شد و همان شب او را بر در خانۀ موسی بن جعفر در مدینه آورد. حضرت به او اجازۀ ورود دادند، او بر حضرت داخل شد و حضرت او را نزد خود پذیرفتند.» (محقّق)
