اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری جلد 8

شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»

0
جلد ها

جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» می‌پردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم می‌گردد.

سرای جاوید

عنوان بصری جلد 8

46
  • نمی‌خواستند از امیرالمؤمنین در کوفه جدا بشوند. شما خیال می‌کنید مالک بن اشتر برای رفتن به مصر جان می‌داد؟! آرزوی رفتن به مصر و حکومت مصر را داشت؟! چه حکومتی؟ آن حکومتی که بر آن اساس، عمرو عاص آمد با معاویه آن جریان صفّین را به راه انداخت و شرط کرد اگر ما بر علی پیروز شدیم حکومت مصر از آنِ من است.1 ببینید چقدر فرق است! یکی یک لحظه نمی‌خواهد از مولای خودش جدا بشود و بودنِ پیش مولای خود را بر حکومتِ زمین ترجیح می‌دهد؛ یکی می‌آید برای رسیدنِ به این حکومت، با خلیفۀ بر حق و وصیّ رسول خدا جنگ به راه می‌اندازد و ده‌ها نفر را به کشتن می‌دهد! چطور؟ ما از کدام‌یک از این دو هستیم؟ مبادا یک وقت خودمان را گول بزنیم!

  •  آن علیّ بن یقطین بند بندِ وجودش راضی نبود که در دستگاه هارون و خلفاء بنی‌عبّاس باشد!2 آن‌وقت می‌آیند می‌گویند: «نه، برای خدمت به خلق است و برای إحیای حق است و برای از بین بردن ظلم است و برای چه هست و برای چه هست!» [درصورتی‌که] امام علیه السّلام او را معرّفی می‌کرد. روایت دیگری که در اینجا هست مؤیّد این مطلب است.3 مرحوم آقا می‌فرمایند:

  • پیروی از هوای نفس با چهره و مستمسک الهی

  • این افراد می‌آیند و آن هوای نفس را که به‌دنبال رسیدن به منافع دنیوی است با چهرۀ الهی و دلیل و مستمسک الهی پیگیری می‌کنند و جامۀ عمل می‌پوشند.

  •  لذا اگر به آنها بگوییم: «آقا، مگر شما برای امام زمان نمی‌خواهید کار کنید؟ مگر برای خدا نمی‌خواهید کار کنید؟ بفرمایید در منزلتان بنشینید، امام بیشتر راحت است!» [می‌گویند]: «نه، نمی‌شود آقا! مگر می‌شود؟! ما می‌خواهیم خدمت به خلق کنیم!» این خدمت به خلق مگر برای خاطر خدا نیست؟ خب برو در خانه‌ات بنشین! حضرت می‌گوید: «برو بنشین!» امّا نمی‌تواند، حتماً باید یک کاری انجام بدهد، حتماً

    1. رجوع شود به وقعة صفّین، ص ٣٩؛ تاریخ الیعقوبی، ج ٢، ص ١٨٦.
    2. رجوع شود به رجال الکشّی، ص ٤٣٣.
    3. رجوع شود به قرب الإسناد، ص ٣٠٥.