
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
عنوان بصری جلد 8
97در إشراف بر مسائل عالم مثال و عالم برزخ هم متفاوت است.
قبلاً خدمت رفقا عرض کرده بودم1 که یک نفر آمده بود پیش مرحوم آقا و راجعبه یک موقعیّت خاصّ مرحوم آقا خبر داده بود،2 درحالتیکه از نقطهنظر عرفان بین حالات ایشان و بین حالات عرفا و اولیای خدا تفاوت، تفاوتِ فاحشی است؛ امّا در آن مرتبهای که آن شخص وجود داشته، توانسته آن موقعیّت ایشان را در همان مرتبه ادراک کند و چون بالاتر از آن مرتبه نبوده، نتوانسته از علل این موقعیّت و این مرتبه اطّلاع پیدا بکند، لذا بر ایشان اعتراض کرده و این را یک نقصی پنداشته، درحالیکه مطلب از اینها بالاتر بوده است.3 این یک خصوصیّتی است که افراد نسبت
- رجوع شود به گلشن اسرار، ج ١، ص ٥٣٠.
- رجوع شود به امام شناسی، ج ١٤، ص ٢٨٠.
- اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٢٢٥:
«یکی از محترمین از علماء در ملاقاتی که با ایشان در مشهد مقدّس داشتند، راجع به قرائت نماز شب و فوائد آن مطالبی فرمودند؛ و از آنجا که ایشان در آن زمان به کسالت سکتۀ قلبی دچار شده و در بیمارستان بستری بودند، نماز شب احیاناًدر بعضی از اوقات از ایشان فوت شده بود و تذکّر به إتیان صلاة الّلیل آن عالم محترم بدینجهت بوده است.
بهیاد دارم این حقیر در همان ایّام پس از شنیدن این مسئله، مطلب را برای دوستان و رفقا قدری باز نمودم و عرض کردم:
افراد عادی گرچه دارای مراتبی از معنویّت و نورانیّت بوده باشند و صاحب کرامات و ریاضات و مکاشفات باشند، ولی سعۀ علمی و إشراف وجودی آنها بر اولیاء الهی و عرفاء باللَه فقط محدود به عالم مثال و برزخ است؛ و حتّی اگر بالاتر هم بوده باشند، باز در مرتبۀ ملکوت که مربوط به عالم نفس است قرار دارند و از آنجا که هنوز رفض کلّی انانیّت و حیثیّتهای بشری و تعلّقات نفسی در آنها به انتها نرسیده است، لذا وجود آنان با وجود بالصّرافۀ حضرت حق معیّت و اتّحاد پیدا نکرده و آثار و شوائب غیریّت مانع از ورود در حریم اطلاقی و لایتناهی حضرت حق میباشد و با کسانی که توفیق تشرّف به حضور سلطان پیدا نمودهاند بیگانهاند و از دور به مبهمات و مجملاتی نظاره میکنند و اصلاً و ابداً اطّلاعی از آنچه که در آن مرتبه از تجرّد و توحید میگذرد و چه نجواها و سَر و سِرّها و خلوتها و داد و ستدها که عاشق با معشوق در عالم وحدت و اتّحاد انجام میدهد ندارند! ←
