
افزودن به لیست علاقه مندی
عنوان بصری جلد 8
شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه»
0
جلد هشتم از مجموعۀ «عنوان بصری» مشتمل بر بیانات حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در آن به شرح و تفسیر فقره «و جملة اشتغاله فیما أمره تعالي به و نهاه عنه» میپردازند. مجلد هشتم از این مجموعه، با موضوع تبیین «تشریع و تکوین» به ارباب نظر و صاحبان بصیرت ارائه و تقدیم میگردد.
تهیۀ کتاب از سراجی جاوید
نتیجه
عنوان بصری جلد 8
981
به این مسئله پیدا میکنند.
خطرات اطّلاع بر بعضی از مسائل عالم برزخ برای سالک
البتّه خود افراد در ارتباط با این مسئله باز دارای حالات مختلفی هستند. بعضیها آنچه را که واقع شده و آنچه را که هست ولو در رتبههای مختلف، آن را
- ← در آن مرتبه فقط حق است که در صوَر مختلف تجلّی مینماید و او است که به أشکال گوناگون به جلوهنمایی میپردازد؛ گاه به صورت راکع و ساجد به نماز برمیخیزد، و گاه به صورت مریض و مبتلا در منزل و بیمارستان خود را مینمایاند. در آن مرتبه دیگر تفاوتی نیست بین أشکال مختلف و أدوار متفاوت؛ زیرا در آن مرحله فقط حق متجلّی است و جلوه در آنجا دیگر رونقی ندارد و بازاری بهدست نمیآورد. در آنجا تمام، نماز است و رکوع است و سجود است و خلوت است و عبادت است و همه یک چیز است و آن جلوۀ حق است!
و امّا از آنجا که ما از این مرتبه غافلیم و حقیقت را در صورت و جلوه، نه در متجلّی و ذوالصّورة مییابیم و مشاهده میکنیم، فقط آنچه را که صورت مثالی آن در عالم برزخ منکشف میشود حق میپنداریم، و غیر آن را عدم بهحساب میآوریم و حکم به معدومیّت آن مینماییم و بر نبود آن ایراد و اشکال و اعتراض مینماییم.
آری، این اخباری که دلالت بر مقام اُنس و قربِ به حق دارد که میفرماید: «لی مَعَ اللَهِ حالاتٌ لا یسَعُها مَلَکٌ مُقَرَّبٌ و لا نبیٌّ مُرسَل»، * اشاره به همین مقام است؛ یعنی مقامی که قابل صورتبندی و شکلگیری نمیباشد تا در عالم برزخ، ملائکه و نفوسی که مطّلعاند از آن اطّلاع حاصل نمایند. آنجا عالمی است بدون صورت و بدون شکل و بدون مقدار و بدون کیفیّت، و آن کسی که به عالم مثال وارد شده است چگونه میتواند از آن حالات مطّلع گردد؟! این محال است و ممتنع!
بنابراین علّت اعتراض و ایراد آن عالم محترم به مرحوم والدـ قدّس اللَه نفسه ـ این بود که ایشان صورت مثالی نماز شب را در عالم برزخ مشاهده نکرده بود و حق هم با او بود؛ امّا از آنجا که به مراتب بالاتر دسترسی نداشته و به مرحلۀ خلوت و اُنس مرحوم والد، ابداً آشنایی و اطّلاعی بههم نرسانیده بود، در مقام نصیحت و تذکّر برآمده نسبت به أداء نماز شب توصیه مینمود؛ درحالیکه آن بزرگ در حیطۀ وحدت با حق، هزارها بار بلکه میلیونها مرتبه، و اصلاً چه بگویم هر چه مقایسه شود باز مسئله ناقص و ناتمام است، در حالتی بود که عقل و تخیّل از وصول به آن مرتبه عاجز و کُمیتش لنگ است!
آری، این است فرق بین عارف و غیر، و بین اهل توحید و سایر افراد از هر طبقه و دسته!»
*. مرآة العقول، ج ١٥، ص ٤٦٩؛ روضة المتقین، ج ١، ص ٣٠٠؛ تفسیر الصّافی، ج ١، ص ١١٨؛ بحار الأنوار، ج ١٨، ص ٣٦٠؛ جامع الأسرار، ص ٢٧. با قدری اختلاف در مصادر.
- ← در آن مرتبه فقط حق است که در صوَر مختلف تجلّی مینماید و او است که به أشکال گوناگون به جلوهنمایی میپردازد؛ گاه به صورت راکع و ساجد به نماز برمیخیزد، و گاه به صورت مریض و مبتلا در منزل و بیمارستان خود را مینمایاند. در آن مرتبه دیگر تفاوتی نیست بین أشکال مختلف و أدوار متفاوت؛ زیرا در آن مرحله فقط حق متجلّی است و جلوه در آنجا دیگر رونقی ندارد و بازاری بهدست نمیآورد. در آنجا تمام، نماز است و رکوع است و سجود است و خلوت است و عبادت است و همه یک چیز است و آن جلوۀ حق است!
