
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
104الآن این عمل را انجام بدهم یا انجام ندهم؟» نگوییم: «حالا این یکی را ولش کن، این یکی عیبی ندارد تا دفعۀ بعد!» عجب، این که نشد! خدا همانجا میآید میگوید: «مگر به من نگفتی؟!»
ـ کِی گفتم؟
ـ همان صبح به من گفتی نمیکنم؛ مگر خودت نگفتی؟!
اهمّیت فرض تحقّق موقعیّتها در عالم نفس، قبل از تحقّق آنها در عالم ظاهر
و این مسئلۀ بسیار مهمّی است! این مسئله، تمرینِ نفسانی است؛ تمرین حفظ موقعیّت و حفظ شخصیّت و حفظ آن تعهّد و تخیّل است که انسان بیاید و آن واقعیّتهایی را که ممکن است با آنها در عالم ظاهر مواجه بشود، در وجودش متحقّق فرض کند و خود را در آن موقعیّتها در عالم نفس قرار بدهد؛ آنوقت بعد از مدّتی، دیگر خودش را در آن واقعیّت احساس میکند. این مسئله، مسئلۀ تمرین نفسانیِ واقعیّتهایی است که انسان آن واقعیّتها را در ذهن خودش اوّل میپذیرد، مبانی را در ذهن خودش میپذیرد؛ آنوقت دیگر در اینصورت کمکم کمکم آن جریانات و پدیدهها و حوادثِ خارج که باید بیاید و روی انسان یک به یک اثر مثبت بگذارد و حال انسان را از تعلّقاتِ به نفس و تعلّقاتِ به مادّه بیرون بیاورد و جنبۀ تجرّد و جنبۀ توحید را در انسان قوی کند، بدون آن واقعیّتها انسان به این نتیجه میرسد؛ بدون آن واقعیّتهایی که بخواهد در آن قرار بگیرد!
توضیحی راجع به روایت «تفَکّرُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادةِ سَبعینَ سَنةٍ»
این را میگویند: «تفَکّرُ ساعةٍ خَیرٌ مِن عِبادةِ سَبعینَ سَنةٍ؛1 یک ساعت نشستن و فکر کردن از هفتاد سال عبادت بالاتر است.» بنده میگویم: هفتاد هزار سال! حضرت که فرمود هفتاد سال، شاید بهخاطر اینکه اگر بگویند هفتاد هزار سال، تعجّب میکنند! چرا؟ چون عبادت یک عمل است و عمل درصورتیکه با آن پدیدۀ نفسانی
- کشف الأسرار، میبدی، ج ٢، ص ٣٨٧؛ أوصاف الأشراف، ص ٤٧.
تفسیر العیّاشی، ج ٢، ص ٢٠٨؛ مصباح الشّریعة، ص ١١٤ و ١٧١؛ عوالی اللّئالی، ج ٢، ص ٥٧؛ نهج الفصاحة، ص ٥٩٠، با قدری اختلاف در مصادر.
- کشف الأسرار، میبدی، ج ٢، ص ٣٨٧؛ أوصاف الأشراف، ص ٤٧.
