
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
120داشته باشیم، ولی اصلاً درس نخوانیم. نمیشود دیگر، باید درس خواند!
کسی که اراده و عزمِ برای یک مطلبی را دارد پیگیری میکند، مگر اینکه از اوّل عزم نداشته باشد [و فقط] میلش باشد که بد نیست؛ اگر خودش آمد، آمد! گفت: «تنبل نرو به سایه، سایه خودش میآید!» نشسته بود، گفتند: آفتاب است، اذیّت میشوی. گفت: «نه، کمکم آفتاب کنار میرود و سایۀ این دیوار روی ما میافتد. من زحمت رفتن به سایه را نمیکشم!» اینها اراده ندارند.
حکایت مرحوم سیّد ابراهیم خسروشاهی از اراده و عزم راسخ علاّمه طهرانی
ما یک روز بعد از فوت مرحوم آقا رفتیم به دیدن یکی از دوستان ایشان و از آقایان معروف طهران که به مشهد آمده بود؛ همین آقای آقا سیّد ابراهیم خسروشاهی کرمانشاهی که مرحوم آقا هم اسم ایشان را در کتاب روح مجرّد آوردهاند.1 ما بهاتّفاق بعضی از أخوان ـ مثل اینکه اخوی بزرگتر بود ـ برای دیدن ایشان رفته بودیم. آقای خسروشاهی قضیّهای را از مرحوم آقا نقل کرد که برای او خیلی مُعجِب بود. میگفت:
وقتی که پدرتان آقا سیّد محمّدحسین به قم آمده بود و طلبه و محصّلی بسیار جدّی بود و در کارهایش، درسش، نظم و انضباطش فرد خیلی مجدّی بود، یک روز ما بهاتّفاق ایشان به درس اخلاق مرحوم آقا شیخ عبّاس طهرانی رفتیم. ایشان عصرهای پنجشنبه درس اخلاقی داشت که یک عدّۀ خاصّی هم میآمدند؛ و چون ما قبلاً در آنجا رفت و آمد داشتیم، لذا بهتوسّط ما ایشان را هم قبول کردند و ما با ایشان رفتیم.
مرحوم آقا شیخ عبّاس طهرانی مرد بسیار بزرگ و مرد بسیار زاهد و عابدی بود؛ اهل حال بود، اهل دل بود، اهل مکاشفه بود، و پدر عیال همین آیةاللَه خسروشاهی هم بود که الآن در طهران هستند.
این مرحوم آقا شیخ عبّاس طهرانی با آقا شیخ عبّاس صاحب مفاتیح فرق میکند؛ یک وقت اشتباه نشود! آقا شیخ عبّاس صاحب مفاتیح کس دیگری است و او هم آدم خوبی بود، خدا رحمتش کند؛ ولی این آقا شیخ عبّاس طهرانی با او فرق داشت، با
- روح مجرّد، ص ١٢٢.
