
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
121مسلک او فرق داشت و اهل عرفان هم بود، یعنی اهل راه و سلوک و این مسائل هم بود؛ ولی آقا شیخ عبّاس صاحب مفاتیح، اهل این حرفها نبودند و از حرفهایش هم برمیآید که شاید مخالفتی هم داشت! [آقای آقا سیّد ابراهیم] میگفتند:
آقا شیخ عبّاس طهرانی راجع به حقیقت علم و آن نورانیّت علم و التزام به عمل براساس علم و جنبۀ إعراض از دنیا و مقامات و مناصب و اینگونه مسائل صحبت میکرد. وقتی که آن درس اخلاق تمام شد و بیرون آمدیم، آقا سیّد محمّدحسین رو کرد به من و گفت:
«آقا سیّد ابراهیم، جلسهای که ما امروز در خدمت آقای آقا شیخ عبّاس داشتیم، دیگر مسیر ما را تا آخر عمر مشخّص کرد!»
ایشان میگفت:
من از این طرز عبارت و کیفیّت تعبیر و کلام و از این ارادۀ ایشان خیلی در عجبم که چطور یک نفر اینقدر مطمئن است و اینقدر روی یک مبنا مستقیم است که با این ضِرس قاطع میگوید: «تا آخر عمر مسیر ما را دیگر مشخّص کرد!»
مثلاً ممکن است یک شخص بیاید بگوید: «ما از کلام ایشان استفاده کردیم، از مجلس استفاده کردیم، بسیار حرف خوبی بود.» امّا یکی بیاید اینطور محکم بگوید: «تا آخر عمر دیگر مسیر ما را مشخّص کرد»، معلوم میشود این شخص یک ارادۀ خیلی قوی دارد؛ و ما این اراده را واقعاً در ایشان میدیدیم.
وقتی که ایشان میخواست نسبت به یک مسئله کاری را انجام بدهد، دیگر رد خور نداشت؛ یعنی هیچ چیزی نمیتوانست برای انجام دادن این کار مانع باشد و همۀ مسائل تحت الشّعاع قرار میگرفت. و همین اراده موجب شد که نسبت به استاد خود و مطالبی که پشت سر ایشان گفته میشود و حرفهایی که زده میشود و سایر قضایا و مشکلاتی که طبعاً بهواسطۀ این ارتباط برای ایشان پیش میآمد، ایشان در تمام این مسائل بایستد و اصلاً به این حرفها توجّه نکند. ایشان نسبت به انجام آن مطلب و انجام آن قضیّه، خیلی ارادهاش [قوی بود]! و کسی که اینطور است، طبعاً به آن منویّات و به آن اهداف هم میرسد.
