اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

122
  •  امّا اگر مثلاً یک نفر شُل بود ـ من خودم را عرض می‌کنم ـ می‌گوید: «حالا اگر امشب بلند شدیم که شدیم و اگر نشدیم هم نشدیم! حالا اگر این کار را کردیم که کردیم و اگر نکردیم هم باشد برای فردا! حالا این‌همه آمدند و رفتند، مگر چندتایشان شدند؟ حالا مگر اسم ما را در این لیست اولیای خدا نوشته‌اند؟! ای بابا، این‌همه آمدند پیش مرحوم آقا، چند تا رسیدند؟ ای بابا، ما بعد از مرحوم آقا چه چیزهایی دیدیم! ای بابا، ای بابا، ای بابا، ای بابا... !» مدام ما می‌گوییم: ای بابا؛ خدا هم از آن‌طرف می‌گوید: ای بابا!

  • تفاوت شاخص اولیای الهی با سایر افراد در رسیدن به مطلوب

  •  [نعوذ باللَه] اولیای خدا که شاخ و دُم نداشتند، یعنی می‌خواهم بگویم که آنها مشخّص نبودند، قیافۀ‌شان مثل همه بود، وقتی که به دنیا آمدند وزنشان سه چهار کیلو و از همین حدودها بیشتر نبود؛ از اوّل ٢٥ کیلو که به دنیا نیامدند، بلکه از نظر وزنی همین بودند، از نظر شکل و قیافه همین بودند و همین شکل و قیافۀ ما را داشتند، از نظر امکانات و محدودیّت‌هایی که خدا برای ایشان پیش می‌آورد در همین محدوده بودند، نه‌اینکه آنها یک امکانات جدایی داشتند و خدا یک خدمات جدایی برای آنها قرار داده بود! نه، آنها هم به همین وضع و به همین کیفیّت بودند؛ ولی آنچه که آنها داشتند و ـ شخص خودم را عرض می‌کنم ـ بنده ندارم این بود که در نفسشان و در باطنشان یک همّتی وجود داشت، یک تصمیمی وجود داشت و یک اراده‌ای وجود داشت که آنها را از یمین و یسار و شمال و جنوب حفظ می‌کرد؛ آن اراده و آن همّت، آنها را از انحراف به چپ و راست و بالا و پایین نگه می‌داشت و تمام مسیر زندگی را در مقدّمه و راستای برای رسیدن به آن هدف در نظر داشتند!

  •  اگر یک‌مرتبه به ایشان می‌گفتند: «آقا، این شهر را ترک کن و برو اصلاً در یک دِه زندگی کن»، همان ساکش را می‌گذاشت روی کولش و می‌گفت: «یا علی، خداحافظ شما!» حالا ولو در این شهر بیا و برو دارد، دَم و دستگاه دارد، چه دارد و چه دارد! هیچ، همین ساک و یک شلوار و یک پیراهن و یا علی، خداحافظ؛ بقیّه‌اش هم خدا بزرگ است! تعلّق به این دنیا نداشتند، تعلّق به این بیا و برو نداشتند.

  • سیرۀ علاّمه طهرانی در إعراض از موقعیّت‌های اجتماعی برای وصول به مطلوب

  •  مرحوم جدّ ما مساجد زیادی می‌ساخت و به افرادی که مناسب بودند واگذار

/ 6