اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

127
  • «بله، ما استادی هم داریم، خدا رحمتش کند، در فلان‌جا بود، ایشان آدم خیلی خوبی است، مرد بزرگی است، خیلی خوب است، گاه‌گاهی منزل ما می‌آید، به ما تفقّدی دارد، گاه‌گاهی به ما سر می‌زند، آدم خیلی خوبی است!» آنها که خوب بودند [این‌طور می‌گفتند]، حال بماند از اینکه چه مطالبی کم و بیش هست و نیست!

  • بیان نمونۀ دیگری از اراده و عزم علاّمه طهرانی در وصول به مطلوب

  •  حالا یک‌هم‌چنین شخصی ـ به قول خود ایشان ـ هفت سال را در سرگشتگی گذرانده بود! بروید عبارت ایشان را در روح مجرّد بخوانید؛ در آن صفحه‌ای که رسیدن به آقای حدّاد را در آنجا شرح می‌دهند، در زیر صفحه یک تعلیقۀ دو سه سطری دارند که آن تعلیقه خیلی مطالب را می‌رساند. در آنجا به این مضمون دارند: «من این مدّتی را که در نجف بودم، (البتّه در نجف را نگفتند، من دارم می‌گویم) در سرگشتگی و گم‌گشتگی بودم!»1 ایشان هفت سال در نجف بودند؛ این حرف را چه وقت می‌زنند؟ در وقتی که سه سال و نیم یا سه سال از دور دوّم نجف را پیش مرحوم آقای انصاری با آن ید بیضاء بوده‌اند!2 تازه ایشان بعدش دارد این حرف را می‌زند که من در این مدّت، سرگشته و حیران بودم! و این شخص وقتی که به آقای حدّاد برسد چه حالی پیدا می‌کند؟ آیا اصلاً می‌شود که دیگر جدا بشود؟! در عین‌حال وقتی که آقای حدّاد به ایشان گفتند: «شما از نجف به ایران بیایید»، ایشان به خود من گفتند: «من یک لحظه تردید نکردم!»3

  •  یعنی یک شخص این‌قدر در اراده و در تصمیم و عزم به امر خیر و صلاح مصمّم است که می‌گوید: «یک لحظه من تردید نکردم که باید بیایم!» البتّه می‌گفتند که بعد به ایشان گفتم: «آقا، مزّۀ مجالست و مصاحبت شما تازه زیر دندان ما آمده

    1. روح مجرّد، ص ٢٩، تعلیقه:
      «چقدر مناسب حالِ منِ سرگشتۀ خستۀ رنج دیده بود در سالیان متمادی با وصول به این کانون حیات و مرکز عشق حضرت سرمدی، این غزل خواجه رضوان اللَه علیه:... .»
    2. رجوع شود به روح مجرّد، ص ٣٧؛ مهر فروزان، ص ٦٥.
    3. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به روح مجرّد، ص ٣٩.
/ 185