اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

128
  • است؛ شما دارید ما را کجا می‌فرستید؟!» که ایشان فرمودند: «تو هرجا بروی با مَنی!» و این مسائلی که خودتان هم خوانده‌اید.

  • عدم بخل در إعطاء پروردگار نسبت به بندگان

  •  این‌نحوه اراده می‌شود چه؟ می‌شود کسی که راجِی است، کسی که امید دارد؛ امید به رحمت خدا این است. حالا ما هرچه از این درجه پایین‌تر بیاییم خدا می‌دهد، نه‌اینکه ندهد؛ ولی همان درجه را می‌دهد! هر درجه که پایین‌تر بیاییم بالأخره می‌دهد؛ حالا آن درجۀ صد را نه، ولی بالأخره نود می‌دهد، هشتاد می‌دهد و این‌طور نیست که حتماً باید مسئله صد [باشد! امّا کسی که] یک‌هم‌چنین شخص و ذاتی را دارد که در موضع اجابت است، چرا صد را نخواهد؟! خسران برای انسان است، نه‌اینکه منع و بخل از آن‌طرف است! آن‌طرف منع و بخلی ندارد؛ می‌گوید: «آقا جان، بفرمایید!»

  •  آن کسی که کنار دریا نشسته، اگر یک کاسه بردارد چقدر از آب دریا کم می‌شود؟ می‌گوید: «من در اینجا یک بشکه هم دارم که به شما بدهم.» می‌گوییم: «نه آقا، یک استکان بس است!» می‌گوید: «بسیار خوب، بیا یک استکان!» یکی می‌آید می‌گوید: «یک لیوان بده!» یکی می‌آید: «یک کاسه بده!» یکی می‌آید: «یک بشکه بده!» هر کس به مقتضای آن اراده و تصمیمش!

  •  امیرالمؤمنین علیه السّلام در مناجات شعبانیه عرضه می‌دارد:

  • إلَهی أقِمنِی فِی أهلِ ولایَتِکَ مقامَ مَن رَجَا الزّیادَةَ مِن محبَّتکَ؛1 «خدایا، مرا در موقعیّتی بپا دار که امید به محبّت تو در او زائد [و افزون] باشد!»

  •  رَجَا الزّیادَةَ؛ امید زیادت به محبّت تو دارد! یعنی حضرت در آنجا از خدا می‌خواهد: «خدایا، رجاء و موقعیّت مرا در بالاترین موقعیّت‌ها قرار بده.» کسی که امید به زیادیِ محبّت به تو را دارد، وقتی محبّت تو به او زیاد بشود عکس‌العملش چه می‌شود؟ عکس‌العملش این است که او نزدیک می‌شود و تقرّب پیدا می‌کند!

  • وجوه مختلفۀ رجاء و امید و مسائل پیرامون آن

  •  در اینجا چند مطلب وجود دارد:

    1. الإقبال، ج ٣، ص ٢٩٨.
/ 269